شما اینجا هستید
اجتماعی » برای ماموستا هیمن؛ رهرو نستوه راه عشق و‌ آزادی

او یکی از دلداگان آزادی و رهایی ملت ما و از مهم‌ترین مدافعان برابری حقوق انسان ها و مخالف جدی سلطه‌ مطلق مردسالارانه در عرصه های اجتماع ،فرهنگ ،سیاست و…بود.

ماموستا هیمن از پیشگامان نستوه مبارزه با ارتجاع، عقب ماندنی و‌مدافع راستین برابری حقوق زن و مرد بود. سلاح مؤثر و ماندگارش دراین مبارزه اندیشه مترقی‌، شخصیت وارسته و فرهیخته، کلام موزون و فاخر، شاخه نبات شعر پر طروات و لطیف و الهام بخشش بود.

اندیشه ها و اشعار نغز و سلوک متعالی ‌و رندانه اش می‌تواند برای سالیان متمادی و در قرون و‌اعصار آینده هم الهام‌بخش و‌ نقشه راه طالبان آزادی و دلدادگان برابری و‌عدالت خواهی باشد.

به باور راقم این سطور زنان آزادیخواه و حق‌طلب بایستی بیش از مردان در بازخوانی و‌ تبیین اندیشه ها‌ و‌ اشعار برابری خواهانه این ستاره تابناک سپهر ادبی کوردستان مشارکت نموده و بکوشند و با نوشتن مطلب و‌مقاله در باب کارنامه و شخصیت اثر گذار ایشان در مبارزه با تاریکی و جهالت دین خود را به این مدافع راستین عدالت و برابری ادإ نمایند و در سالروز جاودانگیش با خواندن و‌حفظ اشعارش یاد وخاطره اش را گرامی بدارند و در سوگ او از جان و دل مویه کنند، زیرا او‌ در سخت ترین روزگار ممکن و در زمانه سلطه مطلق نگاه مردسالارانه ‌و در خلإ حضور اثربخش زنان در عرصه های عمومی از عمق جان و با سلاح سحرآمیز شعر و‌کلام فاخری ضرورت بیرون آمدن آگاهانه زنان از پستوی خانه را فریاد می زد و بدان پای می فشرد… جاری شدن هر قطره اشک از  چشمان دلفریب هر دخترک زیباروی کورد روان و روح حساس و‌خسته از ملال روزگارش را بشدت می‌آزرد واعمال تبعیض و‌ستم نسبت به زنان او را مغموم و‌دلتنگ می نمود…این تنها یک جنبه از شخصیت ارزنده مردی بود که کاخ بلند نظم وی سرشار از دلدادگی به  آزادگی و‌ رهایی مردمانش از یوغ حکومت های استبدادی و‌توتالیتر همچون نظام دیکتاتوری پهلوی؛ و میهن دوستی و عدالت خواهی تارپود اندیشه های بدیعش بود…

شعر ماندگار وی در جمع مردم مشتاق آزادی مهابادکه با مطلع: برو شاه خائن، بغداد نیمه راهت باد.( بڕۆ ئەی شای خایین به غدا نیوه‌ی ڕیت بی…) در ماجرای شکست موج اول کودتای ننگین و خفت بار امریکایی-انگلیسی ۲۵مرداد سال ۳۲ علیه دولت ملی دکتر مصدق که منجر به فرار شاه و‌ملکه (ثریا بختیاری) ابتدا به بغداد و سپس رم گردید نشانه عمق ضدیت وی با دیکتاتوری بود، که مراد…….. شوربختانه روند حوادث و‌خیانت برخی عوامل و همچون حزب توده و برخی یاران مصدق و …موجب سقوط دولت ملی دکتر مصدق بر اثر موج دوم کودتا در ۲۸مرداد ‌و رجعت شاه فراری و‌مستأصل به ایران و انسداد بیشتر و نخوت بیش از حد پهلوی دوم گردید و این اتفاق برای مخالفان استبداد و از آن جمله استاد هیمن گران تمام شد و‌ نظام استبدادی پهلوی چنانچه شیوه دیکتاتوران است بر او غضب گرفت و روزگار آوارگی او دگر باره آغاز شد….

او حتی در سخت ترین شرایط هم به دنبال دریچه ای به رهایی و‌آزادی بود،گرچه متأسفانه سیاست ورزی برای این اندیشمند و شاعر بزرگ مانند برخی بسیاری دیگر از شخصیت های اهل فضل کورد و‌کوردستان هزینه‌ها و‌درد سرهای جدی به همراه داشت و برخی ها تلاش نمودند تا با بهره‌گیری از مشروعیت و‌محبوبیت گسترده ایشان در برهه‌ای حساس از تاریخ کوردستان از آب گل آلود ماهی بگیرند و‌از اعتبار و‌مشروعیتش در جهت اهدافی خاص بهره گیرند،اما این پیر مغان اهل فضل کوردستان هوشیار تر،رندتر وپخته تر از آن بود که آزادیخواهی و عدالت پروری را با هیچ مطاعی معاوضه نماید و مابقی حیاتش نشانگر آن بود مرغ زیرک محال است در چنین دامی گرفتار آید…
تأسیس و انتشار مجله سروه به کمک و همکاری بزرگانی همچون: شادروانان کاک احمد قاضی، استادسید طاهر هاشمی، علامه ربیعی، مارف اغایی، جلال ملکشاه و…

 

نقطه عطف مهمی در جهت گشودن دریچه ای نوین به روی تشنگان و‌ عاشقان زبان،فرهنگ وادبیات کوردی بود که در نوع خود و‌در آن زمانه و روزگار دشوار چراغی بود روشنی بخش بر فراز راه پویندگان معرفت ودانایی در حوزه فرهنگ و زبان کوردها که هیچ انسان منصفی نمی تواند تاثیرگذاری عمیق و موثر سروه صبحگاهان آنروزگار را که ماهی یکبار وزیدن می گرفت، نادیده بگیرد….
دریغا که زندگی و‌ چرخ روزگار بر وفق مراد این ادیب ‌و‌مبارز نجیب زاده ‌و آزادیخواه نچرخید و محنت و مرارت بسیار کشید،با این همه او چنانچه در ناله جدایی و تاریکی و روشنایی(تاریک و رون) پیداست تا واپسین لحظه حیات رهرو و پیشقراول راه عشق و آزادی بود.افسوس که او برخلاف یار و  رفیق دیرینش ماموستا هژار و با وجود توصیه این رفیق شفیق و‌ دیگر دوستدارانش جز یک جزوه کوتاه و‌موجز تحت عنوان:کی بودم و‌چه کردم (از کجا تا به کجا) خاطرات خود را قلمی ننمود وشرح پر ماجرای زندگی ‌ومبارزات خود که گوهری بودن در صدف جان و وجودی نجیب را همچون رازی سر به مهرهمراه با آمال انسانی محقق نشده اش با خود به زیر خاک برد.
در سالروز جاودانگی این شخصیت عالیقدر و مبارز نستوه و آزادیخواه یادش را گرامی می داریم و بر روان پاک و جان عزیزش از فرحنای وجود درود می فرستیم.
روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

سایت خبری سقز رووداو | خبری | اجتماعی | کوردانه | اقتصادی | سیاسی | فرهنگی | گزارش | عناوین بین الملل