نگاهی به ترجمهی مجموعهی شعر «نیمی باد و نیمی پرنده» اثر کامبیز کریمی
نویسنده: آراکو محمودی
در این یادداشت کوتاه، نگاهی گذرا به ترجمهی مجموعهی شعر «نیمی باد و نیمی پرنده» اثر کامبیز کریمی داشتهام. ترجمهی دکتر ورزنده با حفظ وفاداری به متن اصلی و بازآفرینی تجربهی زیباشناختی در زبان فارسی، نمونهای برجسته از تعاملِ میان شعر کوردی و مخاطب فارسیزبان است و نشاندهندهی نقشُ ترجمه به عنوان کنشی فرهنگی و ادبی در معرفی صدای اقلیت و تداوم جریان شعر نو کوردی است.
مجموعهی شعر «نیمی باد و نیمی پرنده» اثر کامبیز کریمی، بهعنوان یکی از برجستهترین نمایندگان نسل سوم شعر نو کوردی در کوردستان، جایگاهی ویژه در جریان معاصر شعر کوردی دارد. کریمی با بهرهگیری از تجربههای مدرن و با حضور خلاقانهی خود، استمرار و پویایی شعر نو را در بستر ادبیات کردی حفظ کرده است. از این رو، از اهمیت ویژهای برخوردار است و نقش مؤثری در معرفی و گسترش ادبیات معاصر کوردی ایفا میکند.
ـ یکی از ویژگیهای برجستهی شعر کریمی، تلفیق عمیق دانش زبانی با شناخت گسترده از ادبیاتِ کلاسیک و معاصر کوردی و فارسی است؛ امری که در مطالعات نقد ادبی تحت عنوان «بهرهگیری از سنت ادبی» شناخته میشود. این تلفیق امکان مشاهدهی نشانهها و عناصر فرهنگی و زبانی خاص را در شعرهای او فراهم میآورد. وجه متمایز دیگر شعر کریمی، اجتناب او از گرفتار شدن در بازیهای نظری صرف است؛ امری که برخی منتقدان آن را «مرگ شعر» مینامند. بسیاری از نظریههای ادبی به زبانهای دیگر نوشته شدهاند و شاعران بدون دسترسی به مبانی زبانی و فرهنگی آنها، غالباً برداشت ناقصی از آنها دارند. در مقابل، شعر کریمی از این آسیب مصون مانده و تمرکز خود را بر استمرار جریانِ شعر کوردی حفظ کرده است، بهویژه در پیوند با دستاوردهای نسل گوران و نسلهای اول و دوم شعر نو کردی در ایران.
ترجمهی مجموعهی «نیمی باد و نیمی پرنده» به فارسی، با اتکا به دانش ادبی، ذوق شاعرانه و تسلط زبانی دکتر ورزنده ـ مترجم اثر ـ از برجستهترین نمونههای ترجمهی شعر کوردی به فارسی به شمار میآید؛ ترجمهای که توانسته است وفاداری به متن اصلی را با آفرینش زبانی و زیباییشناسی شعر فارسی درآمیزد.
ترجمهی دکتر ورزنده نهتنها توانسته است ارزشهای ادبی و فرهنگی آثار کریمی را بهدرستی منتقل کند، بلکه بهمثابه تداومِ جریانِ پویای شعر کوردی و نشانهای از ظرفیت این ادبیات برای تعامل و ارتباط با مخاطبان جدی ادبیات معاصر نیز قابل ارزیابی است.
