پزشکی کلنگر (به مناسبت روز پزشک)

نویسنده: دکتر حیدر کریمیان، فعال فرهنگی
مسئلهی ثنویت یا دوگانگی جسم و روان، سبب شمرده است مطالعات دربارهی انسان در دو حوزهی جداگانه و مستقل پیگیری شود. برخی رشتههای علمی صرفاً به بعد روانی انسان پرداخته و مشکلات او را از دریچهی مسائل روانی مینگرند؛ در حالی که علوم پزشکی و فیزیولوژی از منظر جسمی و با رویکرد علوم فیزیکی به مسائل و مشکلات بدن انسان پرداخته و برای آن درمان تجویز میکنند.
بدین ترتیب دو حوزهی علمی روانشناسی و پزشکی شکل گرفتهاند که هریک بهطور متمایز عمل میکنند. زاویهی دید هر یک، تنها بخشی از کلیت انسان را در نظر میگیرد و در نتیجه رویکردی تقلیلگرایانه به وجود میآید. پزشکی عمدتاً بر بدن تمرکز دارد و مشکلات جسمانی را صرفاً نتیجهی کارکرد فیزیولوژیک میداند. این نگاه مکانیکی و ابزاروار، بخشی از وجود انسان را جدا از سایر ابعاد ـ بهویژه بعد روانی و شخصی ـ بررسی و درمان میکند. در چنین نگرشی، پزشک فاصلهی خود را از بیمار حفظ کرده و منحصراً بر درد جسمی تمرکز میکند.
در این رویکرد، پزشک نشانههای بیماری را شناسایی کرده و با ارائهی درمان سریع، موقتاً درد را تسکین میدهد. اما همین شیوه، گاه مشکلات تازهای برای بیمار پدید میآورد که خود نیازمند درمان دیگری است (کارل اونوره). علاوه بر این، در بسیاری موارد نیز ناکام میماند. در نگاه ابزارانگارانه، تعامل انسانی، شنیدن شرح حال و توجه به شرایط روحی و روانی بیمار جایگاهی ندارد؛ از همینرو بسیاری بیماران از شیوهی برخورد پزشک و نحوۀ درمان گلایهمندند. بیمار در این رویکردِ شتابزده، فرصت بیان کامل تجربهی درد خود را نمییابد و شخصیت انسانی و روانی او نادیده گرفته میشود.
آنچه برجسته میگردد، تعریفی طبیعتگرا و هنجاری از بیماری است، بیآنکه دنیای فرد بیمار و تجربهی زیستهاش در نظر گرفته شود. همین امر تا حد زیادی علت ناتوانی در درک درست وضعیت و مشکلات بیمار است (هوی کرل).
با این حال، در سالهای اخیر رویکردی نو با عنوان «پزشکی کلنگر» مطرح شده است. در این دیدگاه، مسائل انسانی بسیار پیچیدهتر از آن است که صرفاً از یک بُعد محدود بررسی شوند. بنابراین، تمام عوامل روانی، جسمی و اجتماعی و تعامل متقابل آنها در شکلگیری بیماری مد نظر قرار میگیرد. چراکه برخی دردهای جسمانی، به تعبیر فروید، منشأ روانی دارند و برخی مشکلات روانی نیز تأثیر جسمانی میگذارند. از این رو ناگزیر باید هر دو بُعد همزمان بررسی شوند.
پزشک کلنگر با نگاهی جامعتر، پیشینهی فردی و اجتماعی بیمار و روایت شخصی او را تحلیل میکند. به بیان دیگر، این دیدگاه بر این باور است که “حالت ذهنی هر فرد میتواند بر سلامت بدنی او تأثیر بگذارد و برعکس. اگر بپذیریم که بیمار شخصی است با خلقوخو، گرفتاریها و ماجراهای خاص خود، دیگر صرفِ توجه به فهرست نشانهها و نوشتن نسخه کافی نیست؛ باید زمان بیشتری صرف شنیدن کرد و با بیمار ارتباط برقرار نمود.” (اونوره).
بر همین اساس، در پزشکی کلنگر ارتباط میان پزشک و بیمار طولانیتر و عمیقتر است. به گفتهی اینگرید کالینز، روانشناس بریتانیایی: “وقتی برای یک بیمار زمان میگذارید و به او توجه میکنید، درمان او آغاز میشود.” پزشک از طریق گفتوگو و توجه به ابعاد جسمی، روانی و محیطی بیمار، به تشخیص دقیقتر دست مییابد. این تعامل نه تنها به احترام گذاشتن به جنبهی انسانی و روحی بیمار کمک میکند، بلکه موجب میشود پزشک با اطلاعات گستردهتر و عمیقتری روند درمان را آغاز کند.