اجتماعی, اخبار, ایران, سیاسی, فرهنگی, ویژه خبری, یادداشت

خشونت خانوادگی و تأثیر آن بر انحرافات اجتماعی

نویسنده:  دکتر راهیل حق جو، روانشناس

 

یکی از مهم‌ترین آسیب‌هایی که خانواده می‌تواند با آن مواجه شود، خشونت خانوادگی است؛ پدیده‌ای چندبعدی و پیچیده که نه‌تنها بنیان خانواده را متزلزل می‌سازد، بلکه در سطح وسیع‌تر، موجب بروز انحرافات اجتماعی و تهدید آرامش و سلامت جامعه می‌گردد.

 

مفهوم و ابعاد خشونت خانوادگی

خشونت خانوادگی به مجموعه‌ای از رفتارهای پرخاشگرانه، آزاردهنده و سلطه‌جویانه اطلاق می‌شود که از سوی یکی از اعضای خانواده علیه سایر اعضا اعمال می‌گردد. این خشونت می‌تواند شکل‌های مختلفی داشته باشد که مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از:
خشونت فیزیکی: ضرب‌وجرح، تنبیه بدنی و آسیب‌های جسمانی.
خشونت روانی و عاطفی: تحقیر، تهدید، سرزنش و بی‌اعتنایی.
خشونت جنسی: اجبار به روابط جنسی ناخواسته یا تجاوز و مزاحمت جنسی.
خشونت اقتصادی: محروم‌سازی از منابع مالی و کنترل شدید بر نیازهای اقتصادی.
خشونت اجتماعی: محدود کردن ارتباطات اجتماعی و محروم‌سازی از حضور در اجتماع و دایره نزدیکان.

این اشکال خشونت، علاوه بر آسیب‌های مستقیم بر قربانی، به‌مرور زمان منجر به شکل‌گیری اختلالات روانی، کاهش اعتمادبه‌نفس، ناامنی عاطفی و در نهایت بروز آسیب‌های اجتماعی گسترده‌تر می‌شود.

 

عوامل مؤثر بر خشونت خانوادگی
خشونت خانوادگی، برخاسته از یک علت واحد نیست، بلکه حاصل درهم‌تنیدگی عوامل گوناگون است:
عوامل اقتصادی: فقر، بیکاری و فشارهای مالی.
عوامل فرهنگی: باورهای غلط سنتی، فردسالاری و پذیرش اجتماعی خشونت.
عوامل روانی و شخصیتی: اختلالات روانی، اعتیاد، کمبود مهارت‌های کنترل خشم.
عوامل اجتماعی: ضعف قوانین حمایتی، آزادی افسارگسیخته و نبود نظارت منطقی بر اعضای خانواده، نبود نهادهای مؤثر در حمایت از قربانیان و فشارهای اجتماعی.

 

پیامدهای خشونت خانوادگی و ارتباط آن با انحرافات اجتماعی
کودکان و نوجوانانی که در محیطی مملو از خشونت رشد می‌کنند، بیش از سایرین در معرض خطر بروز آسیب‌های رفتاری و اجتماعی قرار دارند. برخی از مهم‌ترین پیامدهای این پدیده عبارت‌اند از:
گرایش به بزهکاری و جرم: تجربه خشونت می‌تواند الگوی رفتاری خشونت‌طلبانه را در ذهن کودک تثبیت کند و او را در آینده به سمت ارتکاب جرم سوق دهد.
اعتیاد و مصرف مواد مخدر: قربانیان خشونت برای رهایی از فشارهای روانی، به مصرف مواد گرایش پیدا می‌کنند.
افت تحصیلی و ترک تحصیل: نبود امنیت عاطفی و روانی، تمرکز و انگیزه تحصیل را کاهش می‌دهد.
گسترش چرخه خشونت: کودکانی که شاهد یا قربانی خشونت هستند، در آینده احتمال بیشتری دارند که خود به عامل خشونت تبدیل شوند.
کاهش اعتماد اجتماعی و امنیت عمومی: افزایش خشونت در خانواده، در نهایت به کاهش سرمایه اجتماعی و گسترش احساس ناامنی در جامعه می‌انجامد.

 

راهکارهای پیشگیری و مقابله
برای کاهش و کنترل خشونت خانوادگی، مجموعه‌ای از اقدامات هماهنگ و چندسطحی ضروری است:
آموزش مهارت‌های زندگی: آموزش مهارت‌های ارتباطی، مدیریت خشم و حل مسئله به اعضای خانواده.
تقویت نهادهای حمایتی: ایجاد مراکز مشاوره، پناهگاه‌های امن و قوانین حمایتی برای قربانیان.
توانمندسازی اقتصادی خانواده‌ها: رفع فقر و بیکاری از طریق سیاست‌های حمایتی و اشتغال‌زایی.
ارتقای آگاهی عمومی: تغییر نگرش‌های فرهنگی غلط از طریق رسانه‌ها، آموزش و تبلیغات اجتماعی.
مداخله به‌موقع: شناسایی و رسیدگی سریع به موارد خشونت قبل از گسترش پیامدهای آن.
رعایت حقوق طرفین و شهروندی: پاسداشت احترام و حقوق اعضای خانواده، عدم سواستفاده از اعتماد و آزادی، رعایت الزامات فرهنگی و حقوق شهروندی متناسب با عرف جامعه.

 

نتیجه‌گیری
خشونت خانوادگی یکی از چالش‌های اساسی سلامت فردی و اجتماعی است که آثار آن فراتر از مرزهای خانه، به عرصه اجتماع کشیده می‌شود. این پدیده نه‌تنها به سلامت جسم و روان قربانیان آسیب می‌زند، بلکه زمینه‌ساز انحرافات اجتماعی، گسترش جرم و بزهکاری، کاهش امنیت اجتماعی و افت کیفیت زندگی در جامعه می‌گردد. ازاین‌رو، مقابله با آن نیازمند عزم ملی، سرمایه‌گذاری اجتماعی، اصلاح ساختارهای فرهنگی و اقتصادی و حمایت جدی از خانواده‌هاست. تنها در این صورت می‌توان به تحقق جامعه‌ای سالم، امن و پایدار امیدوار بود.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *