اجتماعی, اخبار, سیاسی, ویژه خبری, یادداشت

یک میلیارد ذهن خسته؛ چرا اضطراب و افسردگی جهان را تسخیر کرده‌اند؟

مختار کریمی؛ روانشناس بالینی و رواندرمانگر، مدیرمسئول کلینیک نورسایکوتراپی مانا

در کانال خبری سقز روداو خبری با عنوان یک میلیارد نفر درگیر اختلالات روانی، منتشر شد که مرا برآن داشت تا یادداشتی هرچند کوتاه در این باره بنویسم چرا که بسیاری از ما هم بخشی از این آمار هستیم. در این خبر آمده است که طبق گزارش راشاتودی از مطالعه‌ای در مجله پزشکی لنست، اختلالات سلامت روان به یکی از گسترده‌ترین و نگران‌کننده‌ترین بیماری‌های جهان تبدیل شده‌اند. در سال ۲۰۲۳ حدود ۱.۲ میلیارد نفر در جهان دچار اختلال روانی بوده‌اند که نسبت به سال ۱۹۹۰ بیش از ۹۵ درصد افزایش داشته است. بیشترین رشد مربوط به اختلالات اضطرابی و افسردگی اساسی بوده که اکنون شایع‌ترین اختلالات روانی جهان محسوب می‌شوند. این گزارش به استناد پژوهشی در مجله معتبر لنست (The Lancet) ، به یکی از چالش‌های اصلی قرن بیست و یکم اشاره دارد و این ارقام ارائه‌شده با برآوردهای جهانی هم‌سو هستند و با آمارهای سازمان جهانی بهداشت (WHO) و مطالعات بار جهانی بیماری‌ها (GBD) همخوانی دارد. این عدد نشان می‌دهد که سلامت روان دیگر یک مسئله حاشیه‌ای نیست، بلکه یک «بحران فراگیر جهانی» است و یکی از دلایل مهم این «افزایش» هم می تواند بهبود سیستم‌های تشخیصی و کاهش انگ (Stigma) در سطح جهانی باشد. امروزه بسیاری از افرادی که در سال ۱۹۹۰ «غمگین» یا «ناآرام» تلقی می‌شدند، اکنون به‌عنوان مبتلا به «افسردگی» یا «اضطراب» تشخیص داده شده و در آمارها ثبت می‌شوند این امار یک هشدار جدی و واقعی است. جهان به سمت وضعیتی حرکت می‌کند که در آن سلامت روان به اندازه سلامت جسم مورد تهدید است و ایران نیز با وجود شرایط ویژه اقتصادی اجتماعی و سیاسی از این قاعده مستثنی نخواهد بود؛ اما چرا اضطراب و افسردگی پیشتاز هستند؟

 

سبک زندگی مدرن، افزایش انزوا، فشارهای اقتصادی، کار زیاد و وابستگی به فضای مجازی، بستر مناسبی برای ظهور اختلالات خلقی ایجاد کرده است و افراد روابط گسترده قدیمی را ترک کرده و به درون خود و تلفن های هوشمندشان نقل مکان کرده اند دیگر نه با دیگران و اعضای خانواده بلکه با دوستان مجازی و محتویات درون تلفن هوشمندشان وقت خود را صرف می کنند آنجا می خندند ،گریه می کنند ،عاشق می شوند و همان جا شکست می خورند و تحت تاثیر آن ازدواج، جدایی و اقدام به خودآسیبی را نیز تجربه می کنند. انگار جهان واقعی بیش از پیش مجازی شده و در حال تجربه نمود بارز استحاله ی واقعیت در مجاز هستیم.
عوامل محیطی و سیاسی و اقتصادی نیز در این وضعیت تاثیرگذاراند. بی‌ثباتی‌های جهانی، جنگ، گرانی و آینده تاریک و نامعین، تغییرات اقلیمی و پیامدهای پس از کرونا، تاب‌آوری روانی جوامع را به‌شدت کاهش داده است و امروزه افراد زودرنج تر و غمگین تر و حساس تر وبی معنا تر شده اند و در تنهایی خویش و دور از چشم دیگران به سمت افسردگی و اضطراب و سایر بیماری ها کشیده می شوند. بر اساس آمارها و مشاهدات بالینی ایران نیز در این میان مانند بسیاری از کشورهای جهان، با افزایش شیوع اختلالات روانی، به‌ویژه افسردگی و اضطراب، روبرو است. جنگ ، عوامل اقتصادی و اجتماعی مانند تورم و بیکاری، فشارهای اقتصادی ناشی از تورم بالا، تحریم‌ها و بیکاری، و شاخص فلاکت بالا، استرس و اضطراب قابل توجهی را در جامعه ایجاد کرده و به تشدید مشکلات روانی دامن زده است. همچنین ناامیدی از آینده و نامشخص بودن وضعیت اقتصادی و اجتماعی، احساس ناامیدی و کاهش امید به زندگی را در میان بسیاری از اقشار جامعه افزایش داده است. همچنین تغییرات سریع اجتماعی از جمله گذر از سنت به مدرنیته و گیر کردن در فضایی ترکیبی و شبه مدرن، هجوم تکنولوژی های جدید به جامعه سنت زده به زور مدرن شده، مهاجرت و شهرنشینی، تغییرات در الگوی خانواده از بزرگ به کوچک و از پیوسته به گسسته و کاهش حمایت‌های سنتی خانوادگی از همدیگر و زندگی جزیره ای در یک خانه، احساس تنهایی را در افراد افزایش داده است و تمام اینها باعث گسست‌های اجتماعی و افزایش احساس تنهایی و انزوا و بی معنایی شده است.

 

ناکافی بودن تعداد متخصصان به نسبت جمعیت نیز خود موضوع مهمی است که دسترسی به خدمات سلامت روان را تحت تاثیر قرار داده است نسبت روانپزشک، روانشناس و مشاور به جمعیت در ایران پایین‌تر از استانداردهای جهانی است، به‌ویژه در خارج از مراکز استان‌ها و این دسترسی به خدمات را مشکل تر و محدودتر می کند. هزینه‌های بالای خدمات روانشناسی و روانپزشکی، و پوشش ناکافی بیمه‌ها، بسیاری از افراد را از دریافت کمک باز می‌دارد فرد به تامین نیازهای اساسی خود مثل خوراک و پوشاک و مسکن بسنده کرده و خدمات سلامت روان را در اولویت های بعدی قرار می دهد و این خود باعث مزمن شدن مشکلات و به سمت اختلال کشیده شدن مسائل قابل پیشگیری است.

ناکارآمدی آموزش های دانشگاهی نیز مزید بر علت است که افراد فارغ التحصیل دانشگاهی از آگاهی و کارکرد عملی و تاثیر گذاری کافی برخوردار نبوده و این مهم تاثیرگذاری درمانی را نیز کاهش میدهد به طوری که بیش از پیش شاهد فارغ التحصیلان کم تاثیرگذار و کم مهارت هستیم همچنین تمرکز خدمات سلامت روان در شهرهای بزرگ دسترسی به مراکز تخصصی و متخصصان در شهرهای کوچک و مناطق روستایی را محدودتر کرده است. با وجود تلاش‌هایی برای کاهش انگ، هنوز هم مراجعه به روانشناس یا روانپزشک در برخی شهرها با تابو روبرو است و افراد از ترس قضاوت شدن، نیازهای خود را به مراجعه به متخصص سلامت روان پنهان می کنند. ناارزنده شدن تحصیل و عدم درآمد کافی تحصیلکرده های شاغل از معلم گرفته تا پزشک و وکیل و حسابدار موج عظیمی از ناامیدی را در میان جوانان و نوجوانان به راه انداخته است و فشارهای تحصیلی و شغلی رقابتهای شدید ناسالمی را ایجاد کرده است و کنکور و دانشگاه را به بستری آسیب زا و اختلال ساز تبدیل کرده است و این مهم را در آمار بالای خودکشی پشت کنکوری ها و پزشکان و رزیدنتها می توان به وضوح مشاهده کرد.

 

نظام آموزشی ناکارآمد و بازار کار تحصیلی با درآمد ناکافی، امید را در جوانان تباه و استرس قابل توجهی را به جوانان و دانشجویان تحمیل کرده است. و این خود عامل بزرگی برای شیوع اضطراب و افسردگی و سایر اختلالات روانشناختی است.

با این اوصاف می توان گفت وضعیت سلامت روان در ایران پیچیده است و نیازمند یک رویکرد جامع و چندوجهی است که هم به مشکلات زیرساختی و اقتصادی بپردازد و هم بر جنبه‌های فرهنگی و اجتماعی تمرکز کند. در پایان چند راهکار پیشنهاد می دهیم.
تقویت نظام مراقبت‌های اولیه بهداشتی و ادغام خدمات سلامت روان در مراکز جامع سلامت و خانه‌های بهداشت، با آموزش نیروهای بهورز و پزشکان عمومی برای شناسایی و ارجاع اولیه موارد به روانشناسان و روانپزشکان.
ایجاد کلینیک‌های سلامت روان در کنار مراکز بهداشتی و درمانی موجود و وجود کارشناسان تاثیرگذار به تعداد کافی
افزایش پوشش بیمه‌ای و کاهش هزینه‌ها و گسترش پوشش بیمه‌های پایه و تکمیلی برای خدمات روانشناسی، روانپزشکی و مشاوره‌ای.
حمایت دولتی از ایجاد مراکز مشاوره و خدمات سلامت روان با تعرفه‌های یارانه‌ای، کم هزینه و رایگان آموزش و افزایش آگاهی عمومی و اجرای برنامه‌های آموزشی در مدارس و گنجاندن موضوع سلامت روان در برنامه‌های درسی، دانشگاه‌ها و رسانه‌ها برای کاهش انگ اجتماعی و ترویج اهمیت سلامت روان وتلاش برای عادی‌سازی صحبت در مورد سلامت روان و تشویق افراد به جستجوی کمک، از طریق رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و رویدادهای عمومی.
آموزش مهارت‌های زندگی، مدیریت استرس و تاب‌آوری از سنین پایین و به صورت مستمر از کودکی تا بزرگسالی سرمایه‌گذاری بر روی نیروی انسانی تحصیل کرده و دانشجو در رشته‌های مرتبط با سلامت روان و آموزش رویکردهای کارامد و درمان محور و کاربردی به دانشجویان و دوره های بازآموزی مستمر برای افراد دارای مجوز کار جهت افزایش تاثیرگذاری واقعی ارائه تسهیلات و حمایت‌های شغلی برای متخصصان سلامت روان، جهت افزایش توانایی مادی برای تاسیس و نگداری کلینیک های خصوصی سلامت روان به‌خصوص در شهرهای کوچک و مناطق محروم و روستایی.

حمایت مادی و معنوی از سازمان‌های مردم‌نهاد فعال در حوزه سلامت روان و تسهیل دسترسی انان به اقشار آسیب پذیر و آگاهی بخشی و مشارکت دادن مردم در ارتقا سطح سلامت روان جامعه
توسعه خدمات مجازی (Telehealth)  و استفاده از پلتفرم‌های آنلاین برای ارائه مشاوره روانشناسی و روانپزشکی کارآمد توسط افراد صاحب صلاحیت، و ایجاد دسترسی امن و ارزان برای افراد ساکن در مناطق دورافتاده یا کسانی که محدودیت های حرکتی دارند.اهمیت به بهداشت روان در محل کار و اجرای برنامه‌هایی برای افزایش درآمد و قدرت خرید و حمایت از سلامت روان کارکنان، کاهش فرسودگی شغلی و ایجاد محیط کاری سالم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *