روزنامهنگار و روشنفکری که در حاشیه ماند، اما در متن تاریخ ایستاد
“روایتی ارتباطی از زندگی و میراث سیدمحمد حمیدی، از پیشگامان روزنامهنگاری و اندیشه در کوردستان”
– گردآوری و تألیف: دکتر فردین مصطفایی، مدیریت رسانه
سقزرووداو- در تاریخ فرهنگی و فکری کوردستان، نامهایی وجود دارند که اگرچه در زمانه خود منشأ اثر بودهاند، اما در گذر سالها، میان غبار فراموشی و پراکندگی اسناد پنهان ماندهاند. سیدمحمد حمیدی پارسانیان یکی از همین چهرههاست؛ ادیبی فرهیخته، نویسنده، مدرس، مترجم و روزنامهنگاری که زندگیاش با بخش مهمی از تحولات فکری و اجتماعی کوردستان ایران در نیمه نخست قرن چهاردهم خورشیدی گره خورده است.
نام او امروز شاید برای بسیاری ناآشنا باشد؛ اما کافی است به چند روایت و سند پراکنده از تاریخ فرهنگی کوردستان مراجعه کنیم تا با شخصیتی مواجه شویم که نهتنها خود اهل قلم بوده، بلکه در تربیت نسلی از اهل فرهنگ نیز نقش داشته است. ماموستا ههژار از او بهعنوان یکی از استادان خود یاد کرده، عمر فاروقی او را در شمار نخستین روزنامهنگاران کوردستان ایران قرار داده، محمود ملاعزت بخشی از اسناد و مطالب مربوط به او را منتشر کرده و بنا بر روایتهای موجود، نوشیروان مصطفی امین نیز در سالهای پایانی عمر خود پژوهشی درباره زندگی و آثار او نوشته است.
با این همه، زندگی و آثار حمیدی پارسانیان هنوز بهطور کامل بازشناسی نشده است؛ و شاید همین ناشناختگی، مهمترین دلیل بازگشت دوباره به نام او باشد.

تولد در پارسانیان؛ آغاز زندگی یک اهل قلم
سیدمحمد حمیدی پارسانیان در سال ۱۲۸۲ خورشیدی در روستای پارسانیان، از توابع منطقه زیویه سقز، چشم به جهان گشود. او از خاندان بابا سید شکرالله پارسانیان بود؛ خاندانی که در منطقه سقز با دانش دینی و فرهنگی شناخته میشد.
او در دورهای متولد شد که جامعه ایران و کوردستان در آستانه تحولات بزرگی قرار داشت. انقلاب مشروطه، گسترش ارتباطات، پیدایش و توسعه مطبوعات، شکلگیری مدارس جدید و تغییر مناسبات سیاسی و اجتماعی، فضای تازهای را در جامعه ایجاد کرده و طبق نوشته تاریخ تحلبلی علم ارتباطات، تقریبا جامعه وارد فاز صنعتی- ارتباطی و دگردیسیهای سیاسی مبتنی بر آگاهی و هویتطلبی شده بود.
نسلی که حمیدی پارسانیان به آن تعلق داشت، (با اقتباس از کتاب «ایران در چهار کهکشان ارتباطی» اثر برجسته دکتر مهدی حسینیان راد)، در نقطه تلاقی دو جهان ایستاده بود: از یکسو میراث دیرپای مکاتب و مدارس دینی و دانش و ارتباطات سنتی – انسانی و از سوی دیگر جهان جدیدی که با مدرسه، مطبوعات، ترجمه و ارتباطات نوین در حال شکلگیری بود.
حمیدی از جمله کسانی بود که توانست میان این دو جهان حرکت و حتی پیوند ایجاد کند.

دانش دینی و قلم روشنفکرانه
شناخت حمیدی پارسانیان بدون توجه به جایگاه او در آموزش و دانش دینی ناقص خواهد بود.
بر اساس روایت عمر فاروقی، تاریخنگار سقزی، از جمله آثار او میتوان به تألیف کتاب «شرعیات» بر اساس فقه امام شافعی(ع) برای تدریس در مدارس اهل سنت اشاره کرد.
همچنین از بازنویسی کتاب «نورالانوار» اثر سید عبدالصمد توداری با خط خوش و تذهیب، بهعنوان یکی دیگر از فعالیتهای او نام برده شده است.
این آثار تصویری از حمیدی بهعنوان عالمی آشنا با سنت علمی و دینی ارائه میکنند؛ اما آنچه شخصیت او را از بسیاری از اهل علم زمانه متمایز میکند، توقف نکردن او در همین قلمرو است.
او به سراغ روزنامه، ترجمه، نویسندگی و تولید محتوای عمومی رفت؛ یعنی حوزهای که در آن زمان هنوز در کوردستان نوپا بود.
در واقع، حمیدی پارسانیان از نسلی بود که دانش را از فضای محدود مکتب و مسجد به فضای عمومی جامعه منتقل میکرد.

یازده ماه در قلب روزنامه کوردستان
مهمترین بخش کارنامه حمیدی پارسانیان را باید در فعالیت مطبوعاتی و رسانهای او جستوجو کرد.
بر اساس روایتهای موجود، او حدود یازده ماه سردبیری روزنامه «کوردستان» را در سال های ۱۳۲۴ و ۱۳۲۵ بر عهده داشته است؛ دورهای که بنا بر همین منابع، سرمقالهها و مطالب مهم روزنامه را شخصاً مینوشت.
این نکته از نظر تاریخ روزنامهنگاری اهمیت بسیاری دارد. سرمقاله معمولاً مهمترین بخش فکری و استراتژی و دیدگاه سیاسی- تحلیلی یک روزنامه است؛ جایی که سردبیر یا نویسنده اصلی تلاش میکند رویدادهای روز را تفسیر و نسبت نشریه را با مسائل اجتماعی و سیاسی روشن کند.
بنابراین، نقش حمیدی در «کوردستان» صرفاً یک مسئولیت اداری یا سردبیری نبوده است. او خود در تولید محتوای فکری نشریه مشارکت مستقیم داشته است.
افزون بر سرمقالهها، چندین ستون، پاورقی و ترجمه از فارسی به کوردی و از کوردی به فارسی نیز به قلم یا ترجمه او در روزنامه منتشر شده است.
اگر نسخههای اصلی روزنامه «کوردستان» بهطور کامل بررسی و مقالههای او شناسایی شوند، میتوان تصویری دقیقتر از جهان فکری حمیدی، دغدغههای اجتماعی او و زبان روزنامهنگاری آن دوره به دست آورد.
از همین رو، آرشیو «کوردستان» برای شناخت حمیدی پارسانیان، نه یک منبع فرعی، بلکه یکی از کلیدیترین اسناد پژوهشی است که بخشی از آن توسط دکتر عبدالعزیز مولودی و همکارانش انجام شده و در ادامه بدان پرداخته میشود.

استاد ههژار؛ ردپای یک تأثیر ماندگار
شاید یکی از مهمترین نشانههای جایگاه حمیدی پارسانیان را بتوان در زندگی و خاطرات ماموستا ههژار پیدا کرد، وی در کتاب خاطرات خود، «چێشتی مجێور»، از دوران زندگی و استادان خویش سخن گفته و به حمیدی پارسانیان نیز اشاره کرده است.
این رابطه تنها یک مناسبت اجتماعی یا آموزشی ساده نبود. ههژار بعدها به یکی از مهمترین شاعران، نویسندگان و مترجمان کورد و مرجع در بسباری از مسائل ادبی و فرهنگی تبدیل شد و در تاریخ ادبیات معاصر کوردی جایگاهی ممتاز یافت.
از این منظر، حمیدی پارسانیان را باید نه فقط به واسطه آنچه خودش نوشته، بلکه میتوان از طریق نسلی که آموزش داده و بر آن اثر گذاشته است نیز شناخت.
گاهی یک متفکر بیش از آنکه در کتابهای خودش ماندگار شود، در ذهن و زبان شاگردانش ادامه پیدا میکند.
اگر ههژار را یکی از مهمترین چهرههای ادبی و فکری کوردستان معاصر بدانیم، شناخت استادان و محیط فکری دوران جوانی او نیز بخشی از تاریخ شکلگیری روشنفکری کوردی خواهد بود و بارها از نبوغ و افکار فاخر حمیدی نام برده است.

از سقز تا مهاباد و سنندج؛ زندگی در مسیر تحولات کوردستان
زندگی حمیدی پارسانیان در یک جغرافیای ثابت نگذشت. در روایتهای مربوط به زندگی او، از حضورش در سقز، مهاباد، سنندج و کوردستان باشور و همچنین از تبعید او به اراک سخن گفته شده است.
این جابهجاییها را باید در بستر تاریخی زمانه او فهم کرد. کوردستان در دهههای نخست قرن چهاردهم خورشیدی، یکی از پرتحولترین دورههای سیاسی و اجتماعی خود را تجربه میکرد. شکلگیری دولت متمرکز، سیاستهای جدید حکومتی، جنگ جهانی دوم، تحولات مهاباد، تشکیل جمهوری و دگرگونیهای سیاسی پس از آن، زندگی بسیاری از شخصیتهای فرهنگی و سیاسی منطقه را تحت تأثیر قرار داد.
برای اهل قلم، این تحولات تنها خبرهایی برای نوشتن نبودند؛ بلکه بخشی از ارتباطات سیاسی، مناسبات اجتماعی و زندگی روزمره آنان را شکل میدادند.
حمیدی نیز در چنین فضایی زندگی کرد؛ میان سقز و مهاباد و سنندج، میان ایران و باشور، میان مدرسه و مطبوعات و در مقطعی نیز در تبعید اراک.
همین فراز و نشیبهاست که زندگی او را به بخشی از تاریخ اجتماعی روشنفکری کوردستان تبدیل میکند.
مردی که آثارش پراکنده ماند
یکی از دردناکترین بخشهای سرگذشت حمیدی پارسانیان، سرنوشت آثار اوست.
بنابر گفته عمر فاروقی، علاوه بر کتاب «شرعیات»، بازنویسی «نورالانوار» و مطالب منتشرشده در روزنامه «کوردستان»، آثار دیگری نیز از او بر جای مانده است.
گفته شده که او خاطرات زندگی خود را نیز نوشته بود؛ اما این اثر، دستکم در منابعی که در دسترس عمومی قرار گرفته، منتشر نشده است.
اگر نسخهای از این خاطرات هنوز موجود باشد، ارزش آن تنها در شناخت زندگی شخصی حمیدی نیست. خاطرات یک روزنامهنگار، مدرس و اهل فکر که بخش مهمی از تاریخ معاصر کوردستان را از نزدیک دیده، میتواند منبعی مهم برای شناخت فضای اجتماعی، فرهنگی و فکری آن دوره باشد. در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است: آثار حمیدی کجاست؟ آیا نسخههای خطی او در اختیار خانواده است؟ آیا مقالات و سرمقالههای او در آرشیو روزنامهها به طور کامل باقی مانده است؟ آیا نامهها و اسناد شخصی او هنوز وجود دارد؟ و آیا خاطراتی که از آن سخن گفته شده، همچنان قابل دسترسی است؟
پاسخ به این پرسشها میتواند بخشی از یک پروژه مهم برای بازسازی تاریخ تحولات و مسائل فرهنگی و اجتماعی کوردستان باشد.
روایتهای دیگران؛ تکههای یک پازل تاریخی
آنچه امروز از حمیدی پارسانیان میدانیم، بیشتر از طریق روایتهای پراکنده دیگران به ما رسیده است.
عمر فاروقی از او بهعنوان یکی از اولین روزنامهنگاران کوردستان ایران یاد کرده و به آثارش اشاره کرده است.

محمود ملاعزت نیز در میان اسناد و پژوهشهای خود، مطالب و اسناد ارزشمندی درباره او منتشر کرده است؛ پژوهشگری که بخشی از عمر خود را صرف گردآوری اسناد مربوط به تاریخ کوردستان و خاطرات شخصیتهای آن در اروپا کرد که بخشی از آن در یوئد چاپ شده است.
این اسناد، در صورت دسترسی و بررسی انتقادی، میتوانند به روشن شدن ابعاد ناشناخته زندگی حمیدی کمک کنند.

اما شاید مهمترین پروژهای که میتواند این پازل را کاملتر کند، پژوهش نوشیروان مصطفی امین از رهبران فقید اقلیم کوردستان میباشد.
بر اساس اطلاعات موجود، نوشیروان مصطفی امین در سالهای پایانی زندگی خود کتابی درباره زندگی و آثار سیدمحمد حمیدی پارسانیان نوشته است که بازنشر آن میتواند نقطه عطفی در بازشناسی این چهره باشد.

پژوهشی علمی درباره اندیشه سیاسی حمیدی؛ از ناسیونالیسم کوردی تا تعامل و دمکراسیخواهی
«سید محمد حمیدی و نقش وی در مقام سردبیری روزنامۀ کردستان» عنوان مقاله پژوهشی است که توسط دکتر عبدالعزیز مولودی بوکان با همکاری دکتر مجید توسلیرکنآبادی و دکتر محمدمهدی مجاهدی، از استادان علوم سیاسی واحد علوم و تحقیقات، نوشته شده و در فصلنامه «تحقیقات تاریخی» منتشر شده است.
این پژوهش با هدف بازشناسی شخصیت و اندیشههای سیدمحمد حمیدی و تحلیل گفتمان نوشتههای او در روزنامه «کردستان» انجام شده است.
مسئله اصلی پژوهش، شناسایی مضامین و گفتمانهای سیاسی و اجتماعی موجود در آثار حمیدی با استفاده از روش تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف است.
نویسندگان مقاله، حمیدی را شخصیتی روشنفکر و آزادمنش معرفی میکنند که اندیشهاش بیشتر به آزادیخواهی و لیبرالدموکراسی نزدیک است.
یافتههای پژوهش نشان میدهد که آزادی، دموکراسی، ترقی، ناسیونالیسم کوردی و مقابله با استبداد، مهمترین گفتمانهای موجود در نوشتههای حمیدی هستند. در اندیشه او، دفاع از حقوق و آزادیهای کوردها الزاماً به معنای نفی دیگران یا جدایی سیاسی از کشور نیست؛ بلکه مطالبات کوردی در کنار مفاهیمی عامتر همچون توسعه و دموکراسی مطرح میشوند.
گفتمان غالب در نوشتههای او، گفتمانی آزادیخواه، دموکراسیطلب و ترقیخواه است. بنابراین، برای تبیین اندیشه سیاسی حمیدی، چارچوب لیبرالدموکراسی و آزادیخواهی مناسبتر از برخی تفسیرهای دیگر است.
این پژوهش از آن جهت اهمیت دارد که حمیدی را نه صرفاً بهعنوان یک روزنامهنگار تاریخی، بلکه بهعنوان صاحب اندیشه و کنشگر عرصه عمومی مورد مطالعه قرار میدهد؛ چهرهای که نوشتههایش میتواند برای فهم بخشی از تحول اندیشه سیاسی و اجتماعی کوردستان در دوره معاصر مورد استفاده قرار گیرد.

هفتم اسفند؛ پایان یک زندگی، آغاز یک پرسش
سیدمحمد حمیدی پارسانیان در هفتم اسفند ۱۳۵۸ درگذشت و در آرامستان شیخ محمدباقر سنندج به خاک سپرده شد.
او در طول زندگی، شهرها و دورههای مختلفی را پشت سر گذاشت؛ از پارسانیان و سقز تا مهاباد و سنندج، از فعالیت فرهنگی و مطبوعاتی تا تبعید در اراک و ارتباط با کوردستان باشور.
اما آنچه بیش از همه در سرنوشت او جلب توجه میکند، فاصله میان اهمیت تاریخی یک شخصیت و میزان شناخت جامعه از اوست.
چگونه ممکن است کسی که از استادان ههژار بوده، سردبیری روزنامهای را بر عهده داشته، سرمقاله نوشته، ترجمه کرده، کتاب آموزشی تألیف کرده و در یکی از پرتحولترین دورههای تاریخ کوردستان زیسته است، تا این اندازه از حافظه عمومی دور مانده باشد؟
شاید پاسخ را باید در تحولات سیاسی آن دوره، غربت روشنفکران در دیار غربت براثر دگرگونیها یا فشارهای سیاسی و دولتی، سرنوشت عمومی نامناسب میراث مکتوب کوردستان در گذشته جستوجو کرد.
بخش مهمی از این میراث هنوز پراکنده است؛ در کتابخانههای شخصی، مجموعههای خانوادگی، نسخههای خطی، آرشیوهای مطبوعاتی و خاطراتی که گاه تنها یکبار نقل شدهاند.
بازگرداندن یک نام به تاریخ
بازشناسی حمیدی پارسانیان نباید به یک بزرگداشت یا سمینار و چاپ یادداشت و حتی کتاب محدود شود. اگر بخواهیم او را واقعاً بشناسیم، باید آرشیو او را بازسازی کنیم.
شمارههای روزنامه «کوردستان» باید بررسی شود؛ سرمقالههای دوره سردبیری او استخراج و تحلیل شود؛ پاورقیها و ترجمههایش شناسایی شوند؛ آثار آموزشی و دینی منسوب به او با نسخههای اصلی مقایسه شوند؛ روایت ههژار در «چێشتی مجێور» دقیقاً بررسی شود؛ اسناد منتشرشده توسط محمود ملاعزت و نوشتههای عمر فاروقی گردآوری شود و سرانجام، درباره سرنوشت پژوهش و کتاب نوشیروان مصطفی امین و سایرین تحقیق شود، پایاننامههای دانشگاهی حول موضوع نوشته شود.

در کنار اینها، خانواده پارسانیان نیز میتوانند نقشی مهم در این پروژه داشته باشند؛ زیرا گاهی مهمترین اسناد یک شخصیت تاریخی نه در کتابخانههای رسمی، بلکه در آرشیوهای خانوادگی باقی میمانند که در کتاب «مێژووی پارسانیان» اثر دکتر سیدصباح حسینی بدان اشاراتی شده است.
بازسازی چنین آرشیوی تنها برای شناخت یک فرد اهمیت ندارد؛ بلکه میتواند بخشی از حافظه تاریخی کوردستان را از پراکندگی و فراموشی نجات دهد.

میراث حمیدی؛ فراتر از یک نام
سیدمحمد حمیدی پارسانیان را نمیتوان تنها با عنوان «یکی از اولین روزنامهنگاران کوردستان ایران» تعریف کرد.
او محصول دورهای بود که در آن روحانی، معلم، نویسنده، مترجم و روزنامهنگار میتوانستند در یک شخصیت جمع شوند.
او از یکسو در سنت علمی و دینی ریشه داشت و از سوی دیگر به فضای جدید مطبوعات و تولید اندیشه وارد شد.
از یکسو کتاب آموزشی برای مدارس اهل سنت نوشت و از سوی دیگر در روزنامه سرمقاله و ترجمه منتشر کرد.
از یکسو استاد نخبگانی مانند ههژار بود و از سوی دیگر خود در حلقهای از اهل قلم و روشنفکران زمانه قرار داشت. این چندوجهی بودن، شاید مهمترین ویژگی شخصیت او باشد.
حمیدی پارسانیان را باید در متن گذار تاریخی کوردستان از زیست بوم سنای به جهان مدرن و ارتباطی فهم کرد؛ دورانی که زبان و مطبوعات، آموزش و سیاست، دین و روشنفکری، بیش از گذشته با یکدیگر وارد گفتوگو شدند.
سخن آخر؛ تاریخ هنوز درباره او حرفهای ناگفته دارد
هفتم اسفند، سالروز درگذشت مردی است که در سکوت به خاک سپرده شد، اما بخشی از میراث فکریاش همچنان زنده است.
سیدمحمد حمیدی پارسانیان در سال ۱۲۸۲ در پارسانیان سقز متولد شد و در هفتم اسفند ۱۳۵۸ در سنندج درگذشت؛ اما فاصله میان این دو تاریخ، تنها روایت یک زندگی شخصی نیست. در این فاصله، بخشی از تاریخ آموزش، مطبوعات، ادبیات و اندیشه کوردستان نهفته است.
او را میتوان از نخستین روزنامهنگاران کوردستان ایران دانست؛ اما اهمیت فعالیتهای وی در همین عنوان خلاصه نمیشود. اهمیت زیست بوم حمیدی در این است که میان چند نسل و چند جهان ایستاده بود: میان سنت و تجدد، میان مدرسه و روزنامه، میان دانش دینی و اندیشه عمومی، میان سقز و مهاباد و سنندج، و میان کوردستان و ایران و باشور و عراق.

لزوم تحلیل محتوا و بازنمایی علمی آثار حمیدی
شاید زمان آن رسیده باشد که از مرحله «یاد کردن» از او عبور کنیم و به مرحله «بازسازی، تحلیل محتوا و بازنمایی میراث او» برسیم.
زیرا یک جامعه زمانی تاریخ خود را بهدرستی میشناسد که فقط قهرمانان مشهورش را به یاد نیاورد؛ بلکه بتواند صدای آنانی را نیز از میان صفحات فراموششده روزنامهها، نسخههای خطی و خاطرات پراکنده بیرون بکشد که در زمان خود نوشتند، آموختند و اندیشیدند.
سیدمحمد حمیدی پارسانیان یکی از همین صداهای فراموششده است؛ صدایی که هنوز، از میان تاریخ مطبوعات و اندیشه کوردستان، شنیده میشود.
منابع و مآخذ
– ههژار، عبدالرحمن شرفکندی. چێشتی مجێور. مجموعه خاطرات و یادداشتهای ههژار.
– فاروقی، عمر. نوشتهها و پژوهشهای تاریخی درباره تاریخ سقز و شخصیتهای فرهنگی و مطبوعاتی کوردستان به صورت کتاب و یادداشتهای رسانهای.
– ملاعزت، محمود. مجموعه نوشتهها و اسناد تاریخی درباره کوردستان و شخصیتهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کورد.
– مصطفی امین، نوشیروان. پژوهش و دستنوشته مربوط به زندگی و آثار سیدمحمد حمیدی پارسانیان.
– روزنامه کوردستان؛ شمارههای آرشیوی دوره فعالیت و سردبیری سیدمحمد حمیدی پارسانیان.
– مولودی، عبدالعزیز و همکاران. (۱۳۹۸). «سید محمد حمیدی و نقش وی در مقام سردبیری روزنامۀ کردستان». فصلنامه تحقیقات تاریخی، سال دهم، شماره دوم.
– حسینی، سیدصباح. مێژووی پارسانیان. اثری مشتمل بر آرشیو خانوادگی خاندان پارسانیان، برخی اسناد، دستنوشتهها، نامهها، تصاویر و دیگر مدارک مرتبط.
جهت اطلاع:
– برخی پژوهشگران و نویسندگان، از جمله توفیق رفیعی، روزنامهنگار و نویسنده در سنندج؛ دکتر احمد احمدیان، محقق و استاد دانشگاه در مهاباد؛ دکتر صباح حسینی، محقق و پژوهشگر ادبیات و تاریخ محلی در سقز؛ سید هیوا حسینی از تحصیلکردگان پارسانیان و دیگر پژوهشگران، مطالعات و بررسیهای میدانی درباره این موضوع انجام دادهاند که امید است در قالب کتاب یا مقالات تخصصی در دسترس عموم قرار گیرد.
– این یادداشت به مناسبت روز خبرنگار سال ۱۴۰۵ تهیه شد، سال گذشته نیز زندگینامه حزنی موکریانی تقدیم مخاطبین عزیز شد.