بوی ماه مهر در سایه بازار سرسامآور
✍️ محمد نجاتی، فعال فرهنگی
پاییز فقط فصل ریزش برگها نیست؛ فصل رویش دانایی است. با نواخته شدن نخستین زنگ مدرسه، نبض آینده دوباره به تپش میافتد. اما مهر امسال در حالی از راه میرسد که پشت لبخند کودکان و شور بازگشایی مدارس، نگرانی سنگین خانوادهها از هزینههای تحصیل پنهان شده است.
مهر امسال، بیش از آنکه فقط آغاز یک سال تحصیلی باشد، تصویری از امید در میانه تنگناهای اقتصادی است.
خانوادهها، بهویژه در مناطق محروم و روستاها، برای تأمین ابتداییترین نیازهای تحصیلی فرزندان خود با دشواریهای جدی روبهرو هستند. گرانی لوازمالتحریر، پوشاک، کیف و کفش، هزینه رفتوآمد، شهریه و سایر مخارج مدرسه، سبد هزینه خانوار را سنگینتر کرده است.
در چنین شرایطی، مراجعه خانوادهها به بازار لوازمالتحریر، تنها خرید چند دفتر و مداد نیست؛ رویارویی مستقیم با واقعیت اقتصاد خانواده است. صدای نگرانی والدینی که تلاش میکنند فرزندشان چیزی از همکلاسیهایش کم نداشته باشد، در میان قفسههای رنگارنگ فروشگاهها شنیده میشود.
پشت هر کیف مدرسه، داستان خانوادهای است که شاید برای تأمین هزینه آن، بخشی از نیازهای دیگر زندگی را کنار گذاشته باشد.
بازگشت به کلاسهای حضوری، بدون تردید فرصت مهمی برای یادگیری، ارتباط اجتماعی و رشد شخصیتی دانشآموزان است. اما نباید از هزینههای این بازگشت نیز غافل شد. آموزش حضوری زمانی میتواند به تحقق عدالت آموزشی کمک کند که هزینه دسترسی به آن، خانوادههای کمبرخوردار را از میدان آموزش خارج نکند.
مدرسه برای دانشآموزان مناطق محروم فقط یک ساختمان آموزشی نیست؛ گاهی مهمترین مسیر دسترسی آنان به فرصتهای برابر، رشد اجتماعی و ساختن آینده است. از همین رو، هر دانشآموزی که به دلیل مشکلات اقتصادی از تحصیل بازبماند، فقط یک صندلی خالی در کلاس ایجاد نکرده است؛ بخشی از سرمایه انسانی آینده جامعه را از دسترس خارج کرده است.
کلاس حضوری امروز برای بسیاری از خانوادهها با هزینههای مستقیم و غیرمستقیم همراه است؛ هزینههایی که در شرایط تورم و کاهش قدرت خرید، فشار مضاعفی بر معیشت آنان وارد میکند. با این حال، خانوادهها همچنان تلاش میکنند چراغ تحصیل فرزندانشان خاموش نشود.
دانشآموز عزیز من!
وقتی صبح کولهپشتیات را برمیداری و راهی مدرسه میشوی، شاید ندانی پشت این مسیر چه اندازه تلاش و فداکاری پنهان است. هر قدم تو به سوی کلاس، قدمی برای ساختن آینده است؛ آیندهای که پدر و مادر تو برای رسیدن به آن، از بسیاری از خواستههای خود گذشتهاند.
اما در این میان، مسئولیت فقط بر دوش خانوادهها نیست.
مدرسه نباید در برابر فشار اقتصادی خانوادهها تماشاگر باشد. مدیران، معلمان و انجمنهای اولیا و مربیان میتوانند با استفاده از ظرفیتهای موجود، بخشی از هزینهها و فشارهای تحصیلی را کاهش دهند. شناسایی دانشآموزان نیازمند، تقویت حمایتهای اجتماعی و استفاده هدفمند از ظرفیت خیرین و نهادهای محلی، میتواند بخشی از این بار را سبکتر کند.
مهر، زمانی معنای واقعی خود را پیدا میکند که هیچ کودکی به دلیل ناتوانی مالی از کلاس درس جا نماند.
امروز بیش از هر زمان دیگری به همت، همدلی و مسئولیت اجتماعی نیاز داریم. زنگ مدرسه، صدای آغاز یک سال تحصیلی است؛ اما در پس آن، صدای مطالبهای بزرگتر نیز شنیده میشود: آموزش نباید به کالایی تبدیل شود که توان خرید آن، آینده کودکان را تعیین کند.
کلاسهای درس، حتی در دورترین روستاها و کمبرخوردارترین مناطق، باید روشن بمانند؛ چرا که چراغ مدرسه فقط کلاس را روشن نمیکند، بلکه میتواند راه آینده یک نسل را روشن کند.