اجتماعی, اخبار, ویژه خبری, یادداشت

پژوهشکدە کردستان‌شناسی؛  کار نمایشی یا حرکت به سمت داده‌کاوی و بینارشتگی؟

دکتر یونس قربانی‌فر، پژوهشگر حوزه تاریخ

پژوهشکده کردستان شناسی اعلام کرد در   حال تدارک و برنامە‌ریزی برای “رویداد جایزە بین‌المللی مستورە” است. بنا بر اعلام این مرکز، جایزە مستورە بە زنان تاثیرگذار در زمینه‌های مختلف تعلق خواهد گرفت. بدین ترتیب پس از جایزه‌ی ” قلم هژار”، این دومین رویداد مرکز خواهد بود.
پژوهشکدە کردستان شناسی با احتساب سال‌های فعالیت مرکزی کە از سال ۱۳۷۹ شروع بە فعالیت کرد، پیشینە‌ای ۲۶ سالە دارد؛ انتظار آن است که چنین پیشینه‌ای، آمیخته با یک کارنامه‌ی پربار و غنی پژوهشی باشد. چرا که ۲۶ سال سابقه‌ی فعالیت، یک بازه‌ی زمانی قابل توجه است که هر مرکزی را به یک کانون شناخته‌شده در حوزه‌ی فعالیت‌های تخصصی پژوهشی تبدیل کند. هر چند مدیران، آغاز فعالیت جدی مرکز را با تبدیل آن به پژوهشکده در سال ۱۳۹۵ فرض می‌گیرند. در هر حال مرکز با ساختاری سنتی شکل گرفت و هیچگاه همچون پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ساختاری مشخص و تعریف شده پیدا نکرد؛ چند گروه پژوهشی برای آن تعریف گردید و اساتید و اعضاء هیات علمی دانشکده انسانی که اغلب تخصصی در حوزه‌ی کردستان‌شناسی نداشتند، در کنار وظایف اصلی خود، به صورت غیرموظف با این مرکز همکاری داشتند. تا این لحظه نیز هیچ هیات علمی ثابتی ندارد.

 

در سال‌های اخیر، اغلب در زمان برگزاری گردهم‌آیی‌های بزرگ یا کوچک نام مرکز شنیده می‌شود. مثلا پژوهشکده اقدام به برگزاری کارگاه، همایش و یا دیگر رویدادها می‌نماید. این رویدادها نیز اغلب با بازتاب گسترده‌ی رسانه‌ای همراه بود، چرا که این امکان تنها در اختیار این متولیان و شمار محدودی از نهادها و مراکز بود. البته گاهی این بازتاب و تبلیغات رسانه‌ای به نحوی بود که ماهیت دانشگاهی آن را هم زیر سوال می‌برد؛ مثلا مدیر وقت مرکز برای استقبال از خواننده‌ی مدعو راهی مرز می‌شد! یا برخی پیرامون اثرگذاری یک رویداد چنان راه مبالغه می‌رفتند که گویی پس از پایان رویداد، گره‌های ناگشوده کردستان به صورت کامل بازخواهد شد! در این میان و بە تدریج مرکز و برخی از  مدیرانش برگزاری این رویدادها را بە اولویت خود تبدیل کردە و فلسفە‌ی وجودی مرکز بە عنوان یک مرکز تخصصی در حوزه کردستان‌شناسی را فراموش کردند. البته مجریان این نهاد در گزارش‌های سالانه‌ی خود در تلاشند کردستان شناسی را همچون یک مرکز پویا، فعال و پیشگام نشان دهند، اما واقعیت نه آن است!

آنچه از فعالیت‌های مرکز دیده می‌شود، بیشتر نوعی خودنمایی نهادی است؛ پژوهشکده به جای تغییر ساختار و حرکت به سمت بازآرایی و بازتعریف نقش‌ها و کارکردها، به سمت تقلید و الگوبرداری رویدادهایی رفته است که شهرداری‌ها یا حتی در یک مورد یک کافه کتاب بخش خصوصی آن را انجام داده است. به عنوان نمونه تعریف یک جایزه به نام هژار و دخیل‌سازی افراد غیردانشگاهی با شائبه‌ی انتفاع شخصی از این رویداد و دیگر حواشی پیش‌آمده، نشان از وجود یک رویکرد غیرتخصصی و غیرحرفه‌ای داشت. علاوە بر این برگزاری گردهم‌‌آیی‌های دیگر با نام هژار نشان از آن داشت کە مجریان بە دنبال برگزاری یک رویداد متمایز نبودند و حتی جوایز نقدی نه چندان چشمگیر آن را به هر گونه فعالیت نویسندگی اعطا کردند.

 

مجریان پژوهشکده بدون توجه به نقدهای وارده بر جایزه‌ی قلم هژار و بدون تلاش برای ارتقاء سطح  رویداد و تمایزبخشی به آن، اینک دنبال برگزاری رویدادی دیگر با نام مستوره و آن هم در سطح بین‌المللی هستند. این جایزه را می‌خواهند به زنان تاثیرگذار اعطا کنند، البته قرار نیست این زنان تنها نخبگان شناخته شده باشند، بلکه هر یک از زنان که به نوعی نقشی اثرگذار در جامعه‌ی خود، حتی یک جامعه محلی روستایی، داشته‌اند می توانند جزو منتخبان این جایزه باشند.

متن خبری منتشره درباره برگزاری این جایزه از هر لحاظ قابل تامل است؛  اگر ادعاها درباره‌ی پاسخگویی به نیازهای جامعه، دانشگاه نسل چهارم و پاسخ به مطالبه‌گری یا اغراق‌گویی درباره‌ی جایزه قلم هژار را فعلا مورد توجه قرار ندهیم، مقوله‌ی زنان تاثیرگذار جای نقد و تامل بسیار دارد؛ زنان تاثیرگذار چه کسانی هستند و شناسایی آنان از منظر چه گفتمانی صورت می‌گیرد؟ این زنان اثرگذار ممکن است زن پزشکی باشد که در حرفه‌ی خود موفق است یا حتی یک زن قالیباف خوش ذوق باشد. اما آیا ممکن است یک زن مدل و یا یک فعال فمینیست یا یک کوشنده‌ی زبان مادری باشد؟ آنچه از فحوای کلام مجریان برمی‌آید این زنان اثرگذار، طیف بسیار گسترده‌ای را در برمی‌گیرند، اما برای اثرگذاری هیچ معیار و استاندارد مشخصی ارائه نشده است. آیا پژوهشکده به دنبال هنجارسازی از زن تاثیرگذار در چارچوب گفتمان نهادی خود است؟

 

در متن خبری اغراق‌گویی‌های فاقد اعتبار درباره‌ی مستوره هم دیده‌ می‌شود. واقعیت مستوره، کتاب تاریخی‌اش و جایگاه او در تاریخنگاری آنگونه نیست که تبلیغ می‌شود. اهمیت مستوره صرفا به این برمیگردد که در آن عصر انحصار آموزش به مردان، او از محدود زنانی بود که آموخت و نوشت. اما ارزش نازل کتاب تاریخی او موضوع دیگری است که معمولا به آن پرداخته نمی‌شود. در کتاب مستوره نه روایتی زنانه دیده‌ می‌شود، نه هیچگونه آگاهی نو در آن وجود دارد و تنها یک گزارش تاریخی خاندانی است، حتی او نگاهی مثبت به جامعه‌ی خود نیز ندارد.

اجرا و برگزاری پروژە‌ها و رویدادهایی بە نام هژار و مستورە هیچ نشانە‌ای از نوآوری و خلاقیت ندارد. این گونه رویدادها، آنچنان به سمت عامیانه‌سازی، تخصص‌زدایی و کلیشه‌پردازی سوق یافته‌اند که آنها را از ماهیت آکادمیک و تخصصی‌اشان تهی ساخته است. جایزه قلم هژار نمودی از غلبه‌ی این نگاه است، نگاهی که با هدف خودنمایی نهادی و کسب سرمایه‌ی نمادین، رویدادی دانشگاهی را به فستیوال تبدیل می‌کند، فستیوالی که همگان با هر میزان و هر سطح از قلمفرسایی می‌توانستند در آن حضور یابند؛ از شاعران و فرهنگ‌نویسان و فولکلوریست‌ها تا سیاسی نویسان  و مترجمان مقاطعه‌کار و متولیان کپی رایت هژار.

رویداد قلم هژار و برخی دیگر از اقدامات مشابه پژوهشکده، دلالت بر این واقعیت تلخ دارند کە این مرکز کارویژە خود را فراموش کردە است. پژوهشکدە قرار است دانش کردستان شناسی تولید کند، حال در چارچوب هر گفتمانی باشد. این کارویژە و بە قولی رسالت اصلی کردستان شناسی است. این مرکز قرار نیست مانند نهاد شهرداری‌ها یا انجمن‌ها و نهادهای دیگر، جایزه هژار و مستوره را این گونه تعریف کند؛ اگر تمایزی میان پژوهشکده و نهادهای غیرتخصصی نباشد، پس کارکرد این پژوهشکده چیست؟ اگر کارکرد پژوهشکده صرفا پوشش ساعات غیرموظف بخشی از اساتید رشته‌های علوم انسانی باشد و رویدادهای این چنینی را همچون دیگر نهادها و انجمن‌ها برگزار کند، طبیعی است این پژوهشکده از مسیر تخصص خارج شده است.  متولیان چنین مرکزی در تعریف جایزه هژار باید دقت می‌کردند که هژار در چارچوب مطالعات کردستان شناسی، یک چهره‌ی فرهنگ نویس و مترجم است، جایزه هژار هم باید به صورت اختصاصی در همین حوزه تعریف شده و صرفا به پژوهش‌های برتر فرهنگ‌نویسی و یا ترجمه اعطاء می‌شد. یا مستوره اردلان با ارفاق و اغماض فراوان یک تاریخ نویس است و جایزه‌ی مستوره هم باید به پژوهش‌های برتر تاریخنگاری تعلق بگیرد.

متاسفانه ساختار پژوهشکده، فقدان هیات علمی و نبود پژوهشگران حرفه‌ای در حوزه‌ی مطالعات کردستان‌شناسی باعث شده مرکز مربوطه جایگاه و مرجعیتی در میان دیگر مراکز نداشته باشد. هرچند با چنین ساختاری انتظار تولید دانش کردستان‌شناسی، بیهوده است، اما فرورفتن مرکز در رویدادهای غیرتخصصی و فستیوال گونه موجب هدررفت پتانسیل‌ها و تحلیل رفتن بیشتر توانایی‌ها و امکانات حداقلی فعلی نیز خواهد شد. مشخص است که خروج از این وضعیت نیازمند تامین منابع مالی، نیروی انسانی، بازطراحی ساختار اداری، ایجاد زیرساخت‌های لازم با هدف ایجاد پژوهشکده‌ای در طراز یک مرکز مطالعاتی کردستان‌شناسی شاخص در سطح ایران و منطقه است.

در شرایط فعلی نمی‌توان به راهکارهای اجرایی فوری و ضربتی دل بست، اما قطعا می‌توان از خودنمایی نهادی و کار نمایشی دوری جست. می‌توان اعتبارات فعلی و امکانات موجود را به نحوی سامان داد که مرکز به جای اشتغال به رویدادهای فستیوال گونه، رسالت پژوهشی‌اش را در چارچوب یک نقشه‌راه جامع پی‌بگیرد. همچنین در عصر هوش مصنوعی باید برای حرکت به سمت پروژه‌های داده‌کاوی، ایجاد پلتفرم‌های دیجیتال کردستان‌شناسی و یا کتابخانه‌های دیجیتال، برنامه‌ریزی لازم را داشته باشد. نمونه‌های ایرانی در قم، اصفهان و شیراز در این زمینه نسبتا موفق عمل کرده‌اند. اگر این اقدامات در سطحی بسیار محدود هم انجام شود نشانگر درک صحیح از رسالت اصلی پژوهشکده و تلاش برای به روز رسانی آن است. فراموش نکنیم که کار مرکز تولید و نشر دانش کردستان‌شناسی و پاسخ به مسائل این حوزه است. ترویج “گفتمان زنان تاثیرگذار” کارویژه یک مرکز مطالعاتی کردستان شناسی نبوده و نیست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *