لنزهای خاکگرفته در شهر مدالهای جهانی؛ نگاهی به غربت هنر عکاسی در سقز*
(خطاب به مسئولان و متولیان محترم فرهنگی شهرستان سقز)
سالهاست که هنر عکاسی در سقز به حاشیه رانده شده و در غباری از بیتوجهی فرو رفته است. در شهری که نامش مهد فرهنگ و هنر است، نه حمایت مالی پایداری برای برگزاری نمایشگاههای عکس وجود دارد، نه بودجهای برای چاپ آثار هنرمندان تعریف شده است، نه جشنوارهای در شأن این دیار برگزار میشود و نه حتی از عکاسانی که نام سقز را در معتبرترین رویدادهای بینالمللی طنینانداز کردهاند، تقدیر شایستهای صورت میگیرد.
امروز در سقز عکاسانی زیست میکنند که با کسب مدالها، افتخارات و جوایز معتبر جهانی، سفیران فرهنگی این شهر در سطح بینالمللی بودهاند. با این حال، همین هنرمندان تراز اول برای برگزاری یک نمایشگاه ساده، ناچارند تمام هزینههای گزاف چاپ، قاب، نصب و فرآیند اجرا را از جیب شخص خود پرداخت کنند. آیا این نوع برخورد و بیتفاوتی، در شأن پتانسیل هنری و فرهنگی این شهر است؟
نکته قابل تأمل و مایه تأسف این است که تقریباً در تمامی جشنوارههای چندرسانهای یا هنری سقز، بخشی به «مسابقه عکس» اختصاص مییابد تا ویترین برنامهها کامل شود؛ اما چرا خودِ عکاسی نباید صاحب یک رویداد مستقل و تخصصی باشد؟ چرا سقز نباید از یک ردیف بودجه مشخص و مصوب برای برگزاری یک جشنواره سالانه عکاسی برخوردار باشد؟
شهرهایی مانند سنندج، مهاباد، بیجار و بسیاری از نقاط دیگر استان و منطقه، سالهاست با درک اهمیت این رشته، جشنوارههای تخصصی عکس برگزار کرده و چتر حمایتی خود را روی سر عکاسان گشودهاند. اما سقز، با وجود پتانسیلهای بیبدیل بشری، طبیعت سحرآمیز، آیینهای فرهنگی غنی و حضور عکاسان صاحبسبک و شناختهشده، همچنان از داشتن یک رویداد درخور محروم مانده است.
توسعه فرهنگی زمانی محقق میشود که نگاه متولیان، عادلانه و متوازن باشد. تخصیص کلانِ بودجههای فرهنگی به یک یا دو رشته خاص و نادیده گرفتن سایر ظرفیتها، فرجامی جز توسعه کاریکاتوری هنر نخواهد داشت. عکاسی، صرفاً ثبت یک کادر مادی نیست؛ بلکه سند زنده تاریخ، حافظه جمعی و زبان ماندگار یک جامعه است. گاهی تأثیر عمیق و مانا یک فریم عکس بر ذهن مخاطب، از ساعتها سخنرانی و اجرای گذرا بیشتر است.
از مسئولان ارشد اجرایی، فرهنگی، شهرداری، شورای شهر و تمامی ادارات ذیربط در شهرستان سقز انتظار میرود با تغییر رویکرد خود، نگاهی عادلانهتر به این هنر هویتساز داشته باشند. تخصیص بودجه برای چاپ آثار، حمایت مادی و معنوی از نمایشگاهها، پایهگذاری جشنواره سالانه و تخصصی عکس، ایجاد فضاهای آموزشی و نمایشگاهی و در نهایت تجلیل واقعی از افتخارآفرینان این عرصه، کمترین گامی است که میتوان برای جبران این کمتوجهی سنواتی برداشت.
عکاسی سقز سالهاست در سکوتی ناشی از مناعت طبع هنرمندانش دوام آورده است؛ اما اگر امروز برای زنده نگهداشتن آن تدبیری اندیشیده نشود، فردا چیزی جز حسرتِ استعدادهای سوخته و فرصتهای از دست رفته بر جای نخواهد ماند. زمان آن فرا رسیده است که عکاسی نیز جایگاه واقعی و شایسته خود را در سیاستگذاریها و برنامهریزیهای فرهنگی سقز بازپسگیرد.
– دکتر فردین مصطفایی، روزنامه نگار
*این مطلب براساس گفتهها و نظرات ارسال شده توسط عکاسان سقزی اعضای انجمن تدوین شده است.