روژاوا مرد؛ زندهباد روژاوا!
✍دکتر صلاحالدین خدیو
مظلوم عبدی، فرمانده نیروهای دموکراتیک سوریه در مراسم صدمین سال تأسیس قامشلو با لباس کردی ظاهر شد و در سخنانی که بیش از هر چیز بیانگر ورود کردهای سوریه به مرحلهای تازه بود، بر اهمیت بهرسمیتشناختهشدن آموزش زبان کردی و تضمین حقوق کردها در قانون اساسی سوریه تأکید کرد.
او همچنین از دستاوردهای پانزده سال گذشته سخن گفت و اعلام کرد که مرحله ادغام نهادهای نظامی، امنیتی و اداری در ساختار دولت سوریه به پایان رسیده و از این پس مبارزه سیاسی برای تثبیت حقوق کردها در قانون اساسی دنبال خواهد شد.
این سخنان را میتوان مهمترین نشانه عبور پروژه سیاسی کردهای سوریه از یک مرحله تاریخی دانست. موجودیتی که طی بیش از یک دهه، ارتش، نهادهای امنیتی، ساختار اداری و اقتصادی و نوعی خودگردانی سرزمینی در شمال و شرق سوریه ایجاد کرده بود، اکنون بخش اصلی این نهادها را در ساختار دولت مرکزی ادغام کرده است.
در پس ریتوریک امیدوارکننده عبدی، اما میتوان نشانههای یک عقبنشینی استراتژیک را نیز دید. کسی که تا همین اواخر عملاً بر بخشهای وسیعی از شمال و شرق سوریه فرمان میراند و نیروی نظامی و ساختار سیاسی مستقلی در اختیار داشت، اکنون پذیرفته است که آینده کردهای سوریه نه از مسیر حفظ یک موجودیت سرزمینی، بلکه از مسیر چانهزنی سیاسی درون دولت جدید سوریه پیگیری شود.
کردهای سوریه این دستاورد را صرفاً در میدان نظامی از دست ندادند؛ بلکه در نتیجه یک تحول بزرگ ژئوپولیتیک به آن تن دادهاند. سوریه پس از بهار عربی به میدان رقابت قدرتهای بزرگ و منطقهای تبدیل شد و کردها توانستند در این میدان، با تکیه بر توان نظامی خود و نقش تعیینکنندهشان در مبارزه با داعش و همچنین حمایت آمریکا، دستاوردهای کمنظیری به دست آورند.
اما این موازنه در سالهای اخیر تغییر کرده است. سقوط بشار اسد، کاهش شدید نفوذ ایران و حزبالله، تضعیف داعش بهعنوان یک تهدید سرزمینی و افزایش وزن ترکیه در معادلات سوریه، محیطی را ایجاد کرده که ادامه وضعیت پیشین برای کردها بسیار دشوارتر شده است.
در چنین شرایطی، راه باقیمانده بیش از هر چیز تبدیل دستاوردهای نظامی و نهادی گذشته به امتیازات سیاسی و حقوقی پایدار است. خود عبدی نیز دقیقاً همین مسیر را ترسیم کرده است: مبارزه برای آنکه حقوق کردها در قانون اساسی جدید سوریه و از جمله رسمیت زبان کردی قید شود.
عبدی در سخنانش عمداً بر قامشلو تأکید کرد. این شهر که صد سال پیش در بستر تحولات ژئوپولیتیک پس از جنگ جهانی اول شکل گرفت، امروز خود نمادی از همان سوریهای است که کردها میخواهند در آن جایگاهی برابر داشته باشند. شهری با اکثریت کرد ولی صبغهای چندقومیتی و چندمذهبی که کردها، عربها، سریانیها و دیگر گروهها در آن زندگی میکنند.
عبدی نیز بر همین وجه چندفرهنگی تأکید کرد و خواستار تبدیل قامشلو به یک مرکز فرهنگی و سیاسی برای همه سوریه شد.
شاید از این منظر، انتخاب قامشلو برای اعلام آغاز مرحله ادغام دمکراتیک معنادار باشد: شهری که در آغاز شکلگیری خود محصول یک نظم ژئوپولیتیک جدید بود، اکنون میتواند نماد تلاش برای شکلدادن به نظم سیاسی جدید سوریه باشد.
اما آیا با کنارگذاشتن عملی پروژه خودمختاری سرزمینی و ادغام نیروهای نظامی و نهادهای اداری، دولت جدید سوریه حاضر خواهد بود در مقابل، حقوق سیاسی، زبانی و فرهنگی کردها را بهصورت نهادی و پایدار تضمین کند؟
صد البته این پرسش اکنون فقط متوجه سوریه نیست. تحولات مساله کرد در سوریه و ترکیه بدون ارتباط با هم نیستند. در ضمن به دو آزمایش مهم برای مسئله کرد تبدیل شدهاند: آیا میتوان از منازعه مسلحانه و مطالبات سرزمینی عبور کرد و به یک مصالحه سیاسی و ادغام دموکراتیک رسید؟
سوریە و ترکیە از نظر ساختار سیاسی قابل قیاس کامل نیستند. ترکیه دستکم دارای نهادهای انتخاباتی، احزاب سیاسی و سابقهای طولانیتر از رقابت سیاسی است، هرچند در سالهای اخیر فضای سیاسی آن بهدلیل تمرکز قدرت و اقتدارگرایی فزاینده اردوغان محدودتر شده است. سوریه اما تقریباً باید بخش بزرگی از ساختار سیاسی خود را از نو بسازد. به همین دلیل، مسئله تضمین حقوق کردها در سوریه حتی بیش از ترکیه به ساختار قانون اساسی و کیفیت نهادسازی دولت جدید وابسته است.
یک پیامد مهم تحولات دو سال اخیر تقسیم کیک دمشق میان اسرائیل و ترکیه است. حتی به نظر میرسد ترامپ با دادن سهم بیشتری از این کیک به اردوغان، عملا کردهای تا آن زمان متحد خود را در وضعیت آچمز گذاشت.
اگر کردها از سلاح و ساختار خودمختار عبور میکنند، آیا دمشق حاضر است از سیاستهای تعریب، انکار هویت کردی و تمرکزگرایی افراطی دولتهای سابق فاصله بگیرد؟ دستکم بخشی از پاسخ این پرسش به منویات ترکیه در این زمینه و آینده رقابت با اسرائیل و الگوی احتمالی یک نظم منطقهای تازه مربوط است.