اخبار, فرهنگی, ویژه خبری, یادداشت

در ستایشِ «بودن» در برابرِ «نبودن»

قباد آرش، نویسنده

امروز زادروز استاد مظهرخالقی اسطوره بی بدیل آواز کوردیست. مظهر خالقی، بیش از آنکه یک موزیسین باشد، نمود و نماد «حضور» در قلمرویی بود که تاریخ، همواره سعی در به حاشیه‌راندنش داشت. قابل انکار نیست که هویت کردی در طول تاریخ، همواره در معرض تهدیدِ فراموشیِ فعال قرار داشته است. اما خالقی در زمره کسانی است که با حنجره‌ی مخملین خود، در برابر این تهدیدات، کنشگر بود و به آفریدن هنری دست زد.

ارزشِ بنیادینِ کارِ خالقی، در این نکته نهفته است که او با گردآوریِ فولکلورِ کردی و تنظیمِ آن با رویکردی علمی، در واقع پیکره‌ای از حافظه‌ی جمعی را مومیایی نکرد، بلکه آن را دمید و به حرکت درآورد. این اقدام، فلسفه‌ی «بقا از طریق پویایی» را تداعی می‌کند؛ یعنی هویتی که در سکون می‌پوسد، در حرکت، پویاتر و تازه‌تر می‌شود.

او با تلفیقِ شعرِ کلاسیکِ کردی (با تکیه بر مفاخری چون نالی و مولوی) با ساختارهای مدرنِ موسیقایی، «سنتز»ی خلق کرد که نه تکرارِ محضِ گذشته بود و نه تسلیمِ محضِ مدرنیته. این سنتز، بیانگر آن است که هویتِ پایدار، هویتی است که تواناییِ خود‌نقدی و خود‌آفرینی را دارد؛ نه آنکه چون یادگاری در ویترین موزه‌ها خاک بخورد.

خالقی در زمره کسانی است که در غربت اثبات کرد که هویت، به مکان گره نمی‌خورد، بلکه به «تعهد» گره می‌خورد. او در اوجِ دوری از جغرافیایِ کردستان، تجسمِ ایده‌ «میهنِ درونی‌شده» است؛ او نشان داد که زنده‌نگه‌داشتنِ یک هویت کهن، نیازی به تأییدِ بیرونی ندارد و در ذاتِ خود، توجیه‌ اخلاقی و هستی‌شناختی دارد.

آنچه از خالقی یک اسطوره می‌سازد، نه صرفاً تکنیکِ آواز، که بارِ معناییِ نهفته در نرمیِ صدای اوست. در فرهنگی که رنجِ فراوان دیده، او با صدایی نه خشن و نه سطحی، بلکه مخملین و حکیمانه، زخم‌ها را به کهن‌سرودهایی برای فردا تبدیل کرد. این رویکرد، عینِ «زیبایی‌شناسیِ بقا» است: هویتی که برای ماندن، نیاز به فریادِ تند ندارد؛ بلکه با نغمه‌ای از جنسِ ابریشم، در دلِ تاریخ رخنه می‌کند و جاودانه می‌شود.

مظهر خالقی، در قامتِ یک اسطوره‌ی مدرن، به ما آموخت که هویتِ کردی، متنی کهنه اما زاینده است؛ متنی که هر نسل، باید آن را به خطِ خویش بازنویسی کند. او خود، مفسرِ بی‌نظیرِ این متن بود؛ کسی که با نوایِ خود، ثابت کرد ریشه‌های یک تمدن، هرچند در غبارِ سیاست پنهان شوند، با اراده‌ی هنریِ راستین، دوباره سر برمی‌آورند و جهان را به تماشایِ زیبایی‌شان فرا می‌خوانند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *