دو بدرقه، دو جهان
چرا حافظهٔ جمعی میان «نوازنده» و «نویسنده» فاصله میاندازد؟
عبدالخالق رحمانی، نویسنده و مترجم
به تازگی سقز شاهد دو مراسم خاکسپاری متفاوت بود؛ دو وداع که در بازهٔ زمانی کوتاه شاید دو هفتهای رخ داد، اما بازتابهای اجتماعی آن ها در آینهٔ رفتار جمعی مردم، فاصلهای عمیق را به تصویر کشید. در حالی که پیکر یکی از اهالی موسیقی فولکلور با حضور جمعیتی چشمگیر از اقشار مختلف بدرقه شد، مراسم تشییع نویسندهای که عمر خود را در مسیر تحقیق، ترجمه و تألیف سپری کرده بود، با حضور تعداد کمی از همشهریان همراه بود!
این تفاوت معنادار، فراتر از یک اتفاق ساده، پرسشهای بنیادینی را دربارهٔ سازوکارهای «حافظه ٔجمعی» و «طبقهٔ اجتماعی» در جامعهٔ امروز ما پیش میکشد که به روشن شدن بخشی از آن ها می پردازیم:
هنرِ «همنشین» در برابر هنرِ «خلوت»
نخستین عامل این تفاوت، ماهیتِ درونیِ این دو هنر است. موسیقی در فرهنگ کوردی، هنری است که در پیوند مستقیم با «لحظات زیستشده»ی مردم معنا مییابد. نوازنده، شریکِ شادیها و بزمهای عمومی است و به همین دلیل، تشییع او ادای دینی است به خاطرات شخصیِ تکتکِ شرکتکنندگان. اما نویسنده، هنرش را در خلوت و انزوا خلق میکند و رابطهٔ مخاطب با او، رابطهای فکری و فردی است، نه جمعی. این «تجربهٔ فردی»، توانِ هماهنگ کنندگیِ کمتری برای حضور در یک آیین عمومی دارد.
فاصله گرفتن اکثر مردم از کتاب و مطالعه
عامل مهم دیگری را که در این میان نمیتوان نادیده گرفت، جایگزینی وسایل ارتباط جمعی امروزی و سرگرمی در دنیای مجازی به جای کتابخوانی و مطالعه است.
متأسفانه سرگرمی های لحظه ای، مطالب شبه علم در فضای مجاز ی و بی علاقگی عمومی به کتاب، مطالعه، تفکّر و دانش افزایی باعث ناشناخته ماندن نویسنگان و آثار ارزشمند آن ها شده است. از سوی دیگر نویسنگان به دلایل مختلف در حاشیه و انزوا قرارگرفته اند تا جایی که انجمن های فرهنگی و فعالان مدنی هم تا روز خاکسپاری آن ها را به یاد نمی آورند!
تفاوت در «وجدان بیدار» و «تسکیندهنده»
جامعه اغلب به هنرمندی که «تسکیندهنده» است (موسیقی) بیش از هنرمندی که «پرسشگر» یا «منتقد» است (نویسنده) روی خوش نشان میدهد. موسیقی همنوا با احساساتِ آنیِ مردم است، در حالی که ادبیّات و تحقیق، اغلب دعوت به اندیشیدن و گاه مواجهه با تلخیهای واقعیت زندگی است. مردم تمایل دارند برای بدرقهٔ کسی که «لذّت» را به آن ها داده است همراه شوند، اما در مواجهه با کسی که «وجدانِ بیدار» و «منتقدِ» جامعه بوده، گاه سکوت و بیتفاوتی را برمیگزینند.
این رویداد، آینهای از جامعهشناسیِ در حال گذار است. تفاوت در تعداد تشییعکنندگان، معیارِ «ماندگاری» یا «ارزشِ» هنری نیست؛ بلکه نشاندهندهٔ «میزانِ درگیری روزمره»ی مردم با آثار یک فرد است. موسیقیدان برای «اکنون» مینوازد و نویسنده برای «آیندگان» مینویسد. با این اوصاف لازم است در رفتارهای اجتماعیمان، میان «شورِ آنیِ جمعیّت» و «عمقِ تأثیرِ فرهنگیِ نویسندگان»، تمایز قائل شویم و قدردانِ قلم هایی باشیم که در خلوتِ اتاقهایشان، چراغِ فرهنگ را برای اکنون و فردای ما روشن نگاه میدارند.