وقتی تخیل از مرزهای زمین عبور میکند
ـ بابک ناهید نوه مرحوم عبدالله خان ناهید
رمان فضایی عبداللهخان، صرفاً داستانی درباره سفر به مریخ نیست؛ این اثر را میتوان نشانهای از مواجهه زودهنگام یک ذهن شرقی با علم، فناوری و آینده دانست. اگر این کتاب را نخستین رمان فضایی در قاره آسیا بدانیم، اهمیت آن تنها در تقدم تاریخیاش خلاصه نمیشود، بلکه در نگاه نویسنده به پیوند میان علم، تخیل و آیندهنگری نیز معنا پیدا میکند.
عبداللهخان با استفاده از قالب رمان، مفاهیمی از فیزیک و نجوم را وارد جهان داستان کرد و کوشید مرز میان دانش و تخیل را جابهجا کند. در این روایت، علم صرفاً مجموعهای از مفاهیم انتزاعی نیست؛ بلکه ابزاری برای تصور جهانی است که در آن انسان میتواند از محدودیتهای شناختهشده زمین عبور کند و به ناشناختههای کیهان بیندیشد.
اهمیت این رویکرد در آن است که تخیل علمی، پیش از آنکه فناوری را تغییر دهد، افق اندیشه انسان را گسترش میدهد. سفر به مریخ در چنین بستری، فقط یک ماجراجویی فضایی نیست؛ بلکه دعوت مخاطب به نگاهی فراتر از جغرافیای آشنا و محدودیتهای زمانه است؛ نگاهی که در آن پرسش «آیا ممکن است؟» به «چگونه ممکن است؟» نزدیک میشود.
از این منظر، فیزیک و نجوم در رمان عبداللهخان عناصر تزئینی نیستند. تسلط او بر مفاهیم علمی، به روایت اعتبار بیشتری میدهد و آن را از یک رؤیای محض به نوعی چشمانداز علمی تبدیل میکند. او دانش را در خدمت داستان قرار میدهد تا مخاطب بتواند آیندهای متفاوت را تصور کند.
اگر این اثر را در جایگاه نخستین رمان فضایی آسیا در نظر بگیریم، پیشگامی آن اهمیت بیشتری پیدا میکند. چنین اثری نشاندهنده آشنایی نویسنده با جریانهای فکری جدید و دستاوردهای علمی جهان غرب در دورهای است که علوم جدید هنوز در بسیاری از جوامع شرقی در حال گسترش بود. عبداللهخان مفاهیم فیزیک و نجوم را از حوزه تخصصی بیرون آورد و به زبان داستان و تخیل عمومی نزدیک کرد.
در نهایت، اهمیت این رمان را میتوان در یک نکته خلاصه کرد: عبداللهخان پیش از آنکه از سفر انسان به مریخ سخن بگوید، از ظرفیت انسان برای فراتر رفتن از محدودیتهای فکری زمانه خود سخن گفته است. از این منظر، سفر به مریخ تنها مقصد داستان نیست؛ نمادی از گسترش افق شناخت و پیوند میان دانش، تخیل و امکانهای تازه انسانی است.