قالیچه سنه با طرح بُتهجقه؛ روایتی از هنر بافندگی دوره زندیه
– دکتر کرم میرزایی، موزه ملی ایران
قالیچه سنه با طرح بُتهجقه، از جمله بافتههایی است که در کنار ارزش هنری و فنی، بخشی از ویژگیهای بصری و سنتهای طراحی قالی در سنندج را در دوره زندیه بازتاب میدهد. این اثر که به سده دوازدهم هجری قمری تعلق دارد، با شماره ۴۷۸۱ در موزه ملی ایران نگهداری میشود و در ابعاد ۱۴۰ × ۲۰۰ سانتیمتر بافته شده است.
ساختار این قالیچه بر پایه تار و پود نخ، پرز پشم و شیرازه ابریشم شکل گرفته و با رجشمار ۵۰ رج بافته شده است. متن اصلی آن با زمینهای کرمرنگ و مجموعهای از بُتهجقههای رنگین شکل گرفته و سه حاشیه منقوش با زمینه لاکی، این متن را دربر گرفتهاند.
در نگاه نخست، آنچه بیش از همه در این قالیچه جلب توجه میکند، حضور منظم و تکرارشونده نقش بُتهجقه است. بُتهها در شش ردیف و در هر ردیف هفت نقش تکرار شدهاند؛ ایستاده، کشیده و با فاصلههایی تقریباً منظم از یکدیگر. در اینجا بُتهجقه صرفاً یک نقش تزئینی منفرد نیست، بلکه بهعنوان واحد اصلی سازماندهنده کل سطح قالیچه عمل میکند و با ایجاد تکرار و ریتم، ساختار بصری اثر را شکل میدهد.
بُتههای نسبتاً بزرگ و کشیده، سطح قالیچه را به شبکهای موزون از فرمهای منحنی تبدیل کردهاند. این تکرار منظم، در عین ایجاد نظم، نوعی حرکت بصری نیز به وجود آورده است؛ بهگونهای که نگاه مخاطب در امتداد ردیفهای بُتهها حرکت میکند و از یک نقش به نقش دیگر انتقال مییابد.
نکته قابل توجه دیگر، ساختار درونی بُتههاست. سطح داخلی هر بُته با نقوش متراکمتری از گلهای ریز، برگها، شاخههای پیچان و عناصر هندسی پر شده و رنگهایی چون قرمز، زرد و آبی در آن به کار رفته است. از این منظر، بُته در این قالیچه سطحی ساده و تخت نیست، بلکه همچون قاب کوچکی عمل میکند که مجموعهای از نقشمایههای فرعی را در خود جای داده است.
همنشینی بُتههای رنگین با زمینه روشن و کرمرنگ نیز موجب برجستگی و تفکیک بیشتر نقشها شده است. این انتخاب رنگی، علاوه بر ایجاد کنتراست، به خوانایی ترکیب کلی اثر کمک کرده و اجازه داده است که بُتهجقهها بهعنوان عناصر اصلی تصویر، در نگاه نخست آشکار باشند.
در مقابل، حاشیههای لاکی نقش مهمی در مهار و ساماندهی این تراکم بصری دارند. طراح با ایجاد حاشیههای تیرهتر، محدوده متن اصلی را مشخص کرده و میان فضای مثبتِ نقشدار و فضای زمینه تعادلی قابل توجه پدید آورده است.
حاشیه اصلی با نقوش گیاهی، گل و بوتههایی که بهصورت پیوسته تکرار شدهاند، همچون قاب، متن روشن و پرتراکم قالیچه را دربر میگیرد. این تکرار در مقیاسی کوچکتر، از همان منطق ریتمیک متن مرکزی پیروی میکند. حاشیههای باریک پیرامونی نیز با خطوط و نقوش هندسی، مرز نهایی ترکیببندی را تثبیت کردهاند.
در مجموع، سازمان بصری این قالیچه بر نوعی سلسلهمراتب نقش و نگاه استوار است: چشم بیننده ابتدا به بُتههای بزرگ و تکرارشونده در متن مرکزی جلب میشود، سپس به جزئیات ظریف و متراکم درون آنها هدایت میشود و در نهایت به حاشیههای گیاهی و هندسی میرسد. چنین ساختاری نشان میدهد که در طراحی این اثر، نقشها نه بهصورت عناصر پراکنده، بلکه در ارتباطی منسجم با یکدیگر سامان یافتهاند.
قالیچه سنه با طرح بُتهجقه را میتوان از این منظر، نمونهای قابل تأمل از پیوند نقش، رنگ، ریتم و ترکیببندی در بافتههای سنندج دانست؛ اثری که در آن بُتهجقه از یک نقش تزئینی فراتر رفته و به عنصر اصلی سازماندهنده فضای قالیچه تبدیل شده است.