تصادف؛ پدیدهای چند عاملی
– دکتر حیدر کریمیان
اخیرا مادر سه کودک خردسال حین برگشت از سر کار در تصادف کنارگذر سقز فوت کرد! همسر ایشان هم چند وقت پیش در تصادف جانش را از دست داده بود! خانوادەای مهابادی در تصادف مسیر سقز بوکان دار فانی را وداع گفتند. و در دو سه روز اخیر چندین مورد مرگ بر اثر تصادف در بیخ گوش ما ثبت شد. خبرهای ناخوشایند مرگ ناشی از تصادف را بسیار میشنویم. ظاهرا ماشین و جاده در نقطه مقابل کارکرد واقعیشان ایستادهاند. ماشین با هدف افزایش رفاه انسان خلق شد ولی در اینجا به بلای جانش تبدیل شده. ماهیت و کارکرد راه هم وارونه شده است! ساخت جاده از پیشرفتهای دنیای مدرن است که معنای فاصله و ارتباط را تغییر داد! فاصله را کوتاه کرد و به هم پیوستگی را افزایش داد.
جاده سبب تعامل و نزدیکی انسانها به همدیگر، تبادل بیش از پیش و کاستن از رنج دوری بود ولی در دنیای ما جاده نیز به ابزار از هم گسستن و مرگ تبدیل شده است. به جاده پیوستی، رسیدنت قطعی نیست! به قولی شاید هرگز نرسیدی! جاده جانهای بیشماری را گرفته و سبب بیخانمانی زنان و کودکان زیادی شده است. برخلاف انتظار، جاده امید به رندگیرا کاسته و ناامنی روانی جامعه را افزایشداده است. کابوس جاده و ماشین همواره همدم و همراه ماست.
در این رابطه دو نکته حائز اهمیت است. یکی اینکه مسئلهی غیر عادی مرگ ناشی از تصادف به امری عادی و طبیعی نزد عموم مردم و مسئولین تبدیل شده است. حس عادی شدن امر تراژیک، نزد افکار عمومی نگران کننده است. به نظر میرسد تکرار مکرر مرگ ناشی از تصادف سبب کرختی روانی جامعه شده و به تدریج آن را به امری عادی مبدل ساخته است. از سوی دیگر به نظر برخی چنین مرگی نیز تقدیر و سرنوشت است! مرگ فرا رسیده و جاده و ماشین ابزار است. معلولی چند عاملی به رخدادی طبیعی تبدیل میگردد! جامعه از چرایی وقوع و تکرار مکرر آن چندان نمیپرسد! شاید در خوشبینانهترین حالت فرد مورد بازخواست اجتماعی قرار خواهد گرفت. بنابراین در هر دو صورت چرایی آن مطرح و مسئله نیست. در نتیجه پدیده از بازنمایی چهرهی واقعی و اسفبارش فاصله گرفته ونامرئی میشود. همین امر نقد و تحلیل موضوع را کمرنگ و تقریبا ناممکن ساخته است.
در هر صورت جامعه با نقاب ناآگاهی و غیرمسئولانه از حقیقت موضوع رویگردان میشود. باری به هر صورت تصادف و مرگ ناشی از آن طبیعی نیست، بلکه جزو آن دسته از مسائل، مشکلات و آسیبهای اجتماعیست، که خطاهای انسانی و بدکارکردی ساختارهای ما را نمایان میکند. بایستی ریشه تصادف از نقطه وقوعش تا وضعیت روانی و اجتماعی فرد و جامعه را پی گرفت و واکاوی نمود. برخی عوامل مثل استانداردهای جادهسازی و راهنماهای مناسب در جاده، کیفیت مطلوب ماشینهای مورد استفاده مردم، آموزش صحیح و کاربردی استفاده از ماشین اثر مستقیمی بر کاهش تصادف دارند. و در طرفی دیگر شرایط اجتماعی و اقتصادی، فقر و فشارهای فزایندهی روانی و.. عوامل پنهانی هستند که کنش فردی را تحت تاثیر قرار میدهند و به صورت غیر مستقیم بر پدیدههای مثل تصادف اثر گذار هستند. زمانیکه ساختارهای بیرونی مناسب نیست و فشارهای روانی، اقتصادی و اجتماعی مردم را در تنگنا قرار میدهد، پیامد و پایان تلاقی آن چنان خوشایند نیست. در مسئلهی تصادف، عوامل درونی و بیرونی در نقطهای به هم میرسند و ماحصل و برونداد اثر ترکیبی واقعیتهای موجود با هزینه زیاد به جامعه تحمیل میشود.