اجتماعی, اخبار, ویژه خبری, یادداشت

ضرورت آموزش محیط‌زیست در مدارس؛ زیرساخت مغفول تاب‌آوری اکولوژیک کوردستان

– لیلا احمدی‌پور، آموزگار

استان کوردستان را سرزمینی با کوهستان‌های گسترده، رودخانه‌ها و چشمه‌ها، مراتع، زیست‌بوم‌های متنوع و جنگل‌های بلوط که بخشی مهم از سرمایه طبیعی منطقه را تشکیل می‌دهند. با این حال، این سرمایه طبیعی در سال‌های اخیر تحت فشار مجموعه‌ای از عوامل قرار گرفته است؛ از تغییرات اقلیمی و کاهش بارش و منابع آب گرفته تا آتش‌سوزی جنگل‌ها، تخریب مراتع، تغییر کاربری اراضی، تولید و انباشت پسماند و کاهش تنوع زیستی.

در چنین شرایطی، حفاظت از محیط‌زیست نمی‌تواند صرفاً به سازمان‌های دولتی و دستگاه‌های متولی محدود شود. بخش مهمی از مسئله محیط‌زیست، مسئله‌ای فرهنگی و اجتماعی است و تغییر رفتار شهروندان بدون سرمایه‌گذاری بر آموزش و آگاهی عمومی امکان‌پذیر نیست. از این منظر، مدرسه یکی از مهم‌ترین نقاط آغاز این تغییر است.

 

محیط‌زیست؛ فراتر از یک درس

آموزش محیط‌زیست زمانی اثربخش است که از حفظ چند مفهوم و تعریف علمی در کتاب‌های درسی فراتر برود و به تجربه‌ای واقعی در زندگی دانش‌آموز تبدیل شود. دانش‌آموزی که درباره بحران آب مطالعه می‌کند، اگر بتواند میزان مصرف آب مدرسه را بررسی کند، راه‌های کاهش مصرف را پیشنهاد دهد و نتیجه آن را مشاهده کند، ارتباط متفاوتی با مفهوم «مصرف پایدار» برقرار خواهد کرد.
همین رویکرد را می‌توان درباره مدیریت پسماند، انرژی، آلودگی هوا، حفاظت از گونه‌های گیاهی و جانوری و پیشگیری از آتش‌سوزی جنگل‌ها نیز به کار گرفت. مدرسه می‌تواند به یک آزمایشگاه کوچک محیط‌زیستی تبدیل شود؛ جایی که دانش‌آموز نه‌تنها درباره طبیعت می‌آموزد، بلکه نحوه مراقبت از آن را نیز تمرین می‌کند.
این تغییر نگاه، محیط‌زیست را از حاشیه برنامه آموزشی به بخشی از زندگی روزمره مدرسه منتقل می‌کند.

 

نسخه واحد برای کوردستان کارآمد نیست

آموزش محیط‌زیست در کوردستان نیز نمی‌تواند صرفاً بر اساس یک الگوی عمومی و یکسان برای تمام مناطق طراحی شود. مسائل محیط‌زیستی یک دانش‌آموز در یک شهر بزرگ، با دانش‌آموز روستایی که در مجاورت جنگل یا مرتع زندگی می‌کند، یکسان نیست.
در برخی مناطق، مسئله اصلی آب و کاهش منابع آبی است؛ در برخی دیگر، آتش‌سوزی جنگل‌های بلوط، تخریب مراتع، شکار، پسماند یا تغییر کاربری اراضی اهمیت بیشتری دارد. بنابراین محتوای آموزش محیط‌زیست باید تا حد امکان با جغرافیا، اقتصاد، فرهنگ و مسائل واقعی هر منطقه پیوند بخورد.
برای مثال، دانش‌آموزان مناطق جنگلی می‌توانند با گونه‌های بومی، اهمیت بلوط، عوامل مؤثر بر آتش‌سوزی و روش‌های پیشگیری آشنا شوند. در مناطق روستایی، مدیریت آب و خاک، حفاظت از مراتع و کاهش پسماند کشاورزی می‌تواند محور آموزش باشد و در شهرها نیز موضوعاتی مانند تفکیک پسماند، مصرف انرژی، آلودگی هوا و توسعه فضای سبز اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

 

معلم؛ حلقه تعیین‌کننده

در این میان، نقش معلم بسیار فراتر از انتقال محتوای کتاب درسی است. آموزش محیط‌زیست بدون معلمانی که نسبت به مسائل اکولوژیک منطقه شناخت داشته باشند، به احتمال زیاد به مجموعه‌ای از توصیه‌های کلی و کم‌اثر تبدیل خواهد شد.
معلم می‌تواند یک موضوع محلی را به مسئله‌ای آموزشی تبدیل کند؛ از وضعیت یک رودخانه یا چشمه گرفته تا خشک‌شدن یک درخت، افزایش زباله در محله یا آتش‌سوزی در یک منطقه جنگلی. دانش‌آموز می‌تواند درباره علت مسئله تحقیق کند، داده جمع‌آوری کند، با نهادهای محلی گفت‌وگو کند و در نهایت برای آن راه‌حل پیشنهاد دهد.

چنین فرایندی علاوه بر افزایش دانش محیط‌زیستی، مهارت‌هایی مانند مشاهده، پرسشگری، کار گروهی، مسئولیت‌پذیری و مشارکت اجتماعی را نیز تقویت می‌کند؛ مهارت‌هایی که برای شکل‌گیری شهروند مسئول ضروری‌اند.

 

مدرسه به‌عنوان یک واحد کوچک حکمرانی محیط‌زیست

اگر قرار است جامعه به سمت حکمرانی پایدار محیط‌زیست حرکت کند، مدرسه می‌تواند نمونه‌ای کوچک از این حکمرانی باشد. دانش‌آموزان باید یاد بگیرند منابع طبیعی محدودند، تصمیم‌های امروز پیامدهای فردا را رقم می‌زنند و حفاظت از طبیعت صرفاً وظیفه یک سازمان دولتی نیست.
مدرسه می‌تواند در مصرف آب و انرژی الگوی عملی ارائه دهد، پسماند را مدیریت کند، فضای سبز خود را توسعه دهد و دانش‌آموزان را در تصمیم‌گیری‌های مرتبط با محیط مدرسه مشارکت دهد. حتی یک برنامه ساده برای کاهش مصرف پلاستیک یا صرفه‌جویی در آب، اگر با مشارکت دانش‌آموزان اجرا و نتایج آن اندازه‌گیری شود، می‌تواند اثری بیشتر از ساعت‌ها آموزش نظری داشته باشد.

 

نقش رسانه‌ها در شکل‌گیری گفت‌وگوی عمومی

در این مسیر، خانواده‌ها و رسانه‌ها نیز نقش مهمی دارند. آنچه دانش‌آموز در مدرسه می‌آموزد، اگر در خانه و جامعه تقویت نشود، ممکن است به رفتاری پایدار تبدیل نشود. رسانه‌ها نیز می‌توانند مسائل محیط‌زیستی منطقه را از سطح خبرهای مقطعی به موضوعی مستمر برای گفت‌وگوی عمومی تبدیل کنند.

 

حفاظت از طبیعت، سرمایه‌گذاری بر آینده

مسئله محیط‌زیست کوردستان تنها مسئله امروز نیست؛ مسئله کیفیت زندگی نسل‌های آینده است. تخریب یک جنگل، کاهش منابع آب یا از بین رفتن یک زیست‌بوم، خسارتی نیست که بتوان آن را صرفاً با بودجه یا پروژه عمرانی جبران کرد.

به همین دلیل، سرمایه‌گذاری در آموزش محیط‌زیست را باید بخشی از سیاست توسعه پایدار منطقه دانست، نه یک فعالیت جانبی فرهنگی. نسلی که از کودکی با مفهوم حفاظت از آب، خاک، جنگل و تنوع زیستی آشنا شود، در آینده شهروند، مدیر، کشاورز، صنعتگر، روزنامه‌نگار یا سیاست‌گذاری خواهد بود که تصمیم‌هایش نسبت به محیط‌زیست حساس‌تر است.

کوردستان برای عبور از بحران‌های زیست‌محیطی، به بیش از طرح‌های اجرایی و بودجه‌های دولتی نیاز دارد؛ به تغییر در فرهنگ عمومی و شکل‌گیری سرمایه انسانیِ محیط‌زیست‌محور نیازمند است. نقطه آغاز این تغییر نیز می‌تواند مدرسه باشد.

اگر قرار است جنگل‌های بلوط، منابع آب، مراتع و تنوع زیستی کردستان برای نسل‌های آینده باقی بماند، آموزش محیط‌زیست باید از حاشیه برنامه‌های آموزشی خارج شود و به بخشی جدی از تجربه روزمره دانش‌آموزان تبدیل شود. حفاظت از طبیعت، پیش از آنکه یک پروژه دولتی باشد، یک رفتار اجتماعی است؛ و رفتار اجتماعی آینده، از کلاس درس امروز ساخته می‌شود.

 

منابع: یونسکو، یونیسف، گزارش‌های هیئت بین‌دولتی تغییر اقلیم (IPCC) و مطالعات منتشرشده در حوزه آموزش محیط‌زیست و روان‌شناسی محیط‌زیست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *