نارین و خواهرش؛ تأملی بر فروپاشی کارکردهای خانواده در تربیت نسل فردا
– کاوه مامه، فعال اجتماعی
ماجرای نارین و خواهرش را نمیتوان صرفاً یک پرونده خانوادگی یا یک رخداد فردی دانست. این ماجرا نشانهای از اختلال در یکی از بنیادیترین نهادهای جامعه، یعنی خانواده است؛ نهادی که مهمترین بستر جامعهپذیری، شکلگیری هویت، امنیت روانی و انتقال ارزشهای انسانی محسوب میشود.
از منظر جامعهشناسی، خانواده صرفاً یک واحد زیستی یا اقتصادی نیست؛ بلکه نخستین کانون تولید اعتماد، تعلق، حمایت عاطفی و سرمایه اجتماعی است. هرگاه این کارکردها تضعیف شوند، پیامد آن تنها متوجه اعضای یک خانواده نخواهد بود، بلکه آثار آن در سطح جامعه نیز بازتولید میشود.
آنچه افکار عمومی را در ماجرای نارین و خواهرش متأثر ساخته، صرفاً رنج دو کودک نیست؛ بلکه مواجهه با پدیدهای است که روانشناسان از آن به عنوان «محرومیت عاطفی» یاد میکنند. کودکانی که از محبت، حمایت مستمر و احساس ارزشمندی محروم میشوند، بیش از دیگران در معرض آسیبهای هیجانی، کاهش عزتنفس و احساس ناامنی قرار میگیرند.
این مسئله بهویژه در خانوادههایی که ساختار آنها دستخوش تغییراتی مانند طلاق، ازدواج مجدد یا بازتعریف روابط خانوادگی میشود، اهمیت بیشتری پیدا میکند. در چنین شرایطی، مسئولیت والدین در تأمین امنیت روانی فرزندان مضاعف است؛ چرا که کودکان بیش از هر زمان دیگری در معرض احساس طردشدگی و حاشیهنشینی عاطفی قرار میگیرند.
واقعیت آن است که همه اشکال خشونت علیه کودکان قابل مشاهده نیستند. گاه بیتوجهی مزمن، تبعیض عاطفی، نادیده گرفتن نیازهای روانی و محرومسازی از محبت، آثاری بر جای میگذارد که از بسیاری آسیبهای جسمی ماندگارتر است.
نارین و خواهرش تنها دو کودک در یک پرونده نیستند؛ آنها نماد کودکانی هستند که هزینه تصمیمها، غفلتها و ناکامی بزرگسالان در ایفای مسئولیتهای والدینی را پرداخت میکنند.
و اکنون این پرسش پیش روی همه ما قرار دارد: اگر خانواده مهمترین نهاد تولید امنیت، اعتماد و احساس تعلق است، چگونه گاه همان نهاد به منشأ عمیقترین احساس بیپناهی در زندگی یک کودک تبدیل میشود؟
امیدوارم حال روان نارین و خواهرش هم به مثابه جسم نازنینشان هرچه سریعتر التیام و بهبود یابد.