اخبار, فرهنگی, ویژه خبری, یادداشت

خودزنی فرهنگی در ترجمه های ساده انگارانهٔ آثار ادبی و پیامدهای آن

عبدالخالق رحمانی سقز

معرفی و ترجمه آثار فاخر ادبیات کوردی (مانند اشعار نالی، محوی، وفایی یا حماسه‌هایی چون مَم و زین) با زبانی سخیف و ساده‌انگاریِ ساختاری، نه تنها یک خطای راهبردی، بلکه «ترور فرهنگی» محسوب می‌شود. در ادامه به تحلیل آسیب‌هایی می‌پردازیم که این رویکرد به فرهنگ و زبان کوردی وارد می‌کند:

 

۱- فروپاشی پیوند میان فرم و محتوا
ادبیات کلاسیک کوردی، به‌ویژه در مکتب «سورانی» و «گورانی»، سرشار از ظرافت‌های موسیقایی (وزن عروضی یا هجایی)، جناس، ایهام و استعاره‌های چندلایه است. وقتی این آثار به زبانی سخیف ترجمه می‌شوند، روحِ کلام و موسیقیِ درونیِ واژگان از بین می‌رود و تنها پوسته‌ای بی‌محتوا باقی می‌ماند. این کار باعث می‌شود مخاطب بیگانه، ادبیات کوردی را نه به عنوان یک سنتِ ادبیِ پویا و اندیشمند، بلکه به عنوان مجموعه‌ای از نوشتارهای بدوی و سطحی درک کند.

۲. تقلیلِ جایگاه ادبیات کوردی در سطح منطقه‌ای و جهانی
ادبیات کوردی، شناسنامه و سندی برای اثباتِ عمقِ فرهنگی و تمدنیِ ملت کورد است. ترجمه‌های سخیف، این شأنِ ادبی را که محصول قرن‌ها تلاشِ شاعران و خردمندانِ این دیار است، به «ادبیاتِ محفلی» یا «فولکلورِ بی‌مبنا» تقلیل می‌دهد. این رویکرد باعث می‌شود که پژوهشگران و ادب‌دوستانِ سایر ملل، زبان کوردی را زبانی فاقدِ ظرفیت‌های انتزاعی و فلسفی انگاشته و از بررسی جدیِ آن خودداری کنند.

 

۳. دفرمه کردن تصویرِ هویّت و تاریخِ کورد
ادبیاتِ کلاسیک کوردی، آینهٔ تمام‌نمای جهان‌بینی، دردهای تاریخی، عشق‌های عارفانه و حماسه‌هایی است که هویّتِ این ملّت را شکل داده است. وقتی اثری چون «مَم و زین» احمدخانی را به بهانهٔ «ساده‌سازی»، به متنی سخیف و سطحی تبدیل می‌کنیم، مفاهیمِ بلندِ آزادی‌خواهی، خردورزیِ سیاسی و کمالِ انسانیِ نهفته در آن به امری پیش‌پاافتاده تبدیل می‌شود. این کار باعث می‌شود هویّتِ تاریخیِ کورد در ذهن بیگانگان تحریف شده و ریشه‌های کهنِ آن به عنوان چیزی فاقدِ اصالت و عمق جلوه کند.

 

۴. ایجاد شکاف بین نسل‌های آتی و میراثِ ملّی
جوانانِ نسلِ جدیدِ کورد، برای پیوند با ریشه‌های خود و یافتنِ اعتمادبه‌نفسِ فرهنگی، نیاز به مواجهه با قله‌های ادبیِ زبانِ خود دارند. وقتی «ویترینِ» معرفیِ ادبیات کوردی به جهان یا به نسلِ جدید، آثاری سخیف باشد، این تصوّرِ کاذب ایجاد می‌شود که زبانِ کوردی توانِ بیانِ مفاهیمِ پیچیده را ندارد. این موضوع به مرور باعث «زوالِ سوادِ ادبی» و گسستِ نسلی از میراثِ اصیل و فاخرِ زبانِ مادری می‌شود.

 

۵. آسیب به ساختار و غنای زبان کوردی
زبانِ کوردی دارای نظامِ واژگانی بسیار غنی و ظریفی است که در ادبیاتِ کلاسیکِ آن متبلور شده است. وقتی متونِ اصیل به زبانی سخیف ترجمه می‌شوند، در واقع «استانداردِ زبانی» پایین می‌آید. این کار باعث می‌شود واژگانِ فاخر، تعابیرِ دقیقِ فلسفی و استعاره‌های منحصربه‌فردِ کوردی جای خود را به واژگانِ بی‌رمق و نحیف بدهند و در نهایت، زبان دچارِ «فرسایشِ واژگانی» شود.

 

در پایان باید گفت که ادبیات کوردی، «سرمایه نمادین» و «سندِ هویتی» ملتِ کورد است. همان‌طور که بناهای تاریخی و باستانی باید با دقت و توسط متخصصان حفاظت و معرفی شوند، متونِ ادبی نیز باید با زبانی شایسته و در خورِ جایگاهِ والای خود به جهانیان معرفی گردند.
روایت های دور از محتوا و ترجمه‌ های سخیف، در واقع «خودزنیِ فرهنگی» هستند ؛ چرا که خودمان داوطلبانه، ثروتِ تمدنیِ خویش را کوچک و بی‌محتوا به جهان عرضه می‌کنیم. برای انتقالِ این مفاهیم، تنها راهِ نجات، بهره‌گیری از «ترجمه‌ی وفادارانه، تخصّصی و هنرمندانه» است که به فرم و محتوا به یک اندازه احترام بگذارد و ادبیاتِ کوردی را با همان شکوه و عظمتی که دارد، به جهانِ پیرامون معرفی کند.

دیدگاهی در مورد “خودزنی فرهنگی در ترجمه های ساده انگارانهٔ آثار ادبی و پیامدهای آن

  1. پیمان گفت:

    تشکر از نویسنده و همه عزیزانی که برای انتشار این مطلب زحمت کشیده‌اند. خواندنش برای من مفید بود و امیدوارم این نوع مطالب بیشتر منتشر شود. موفق و سربلند باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *