گردشگری سقز؛ از گسست زنجیرههای ارزش تا بیبرنامگی و تبعیض
از بازار تاریخی و چهم سقز تا زیویه، کرفتو، طبیعت، محصولات ارگانیک و ظرفیت مرزی؛ سرمایههایی که هنوز نتوانستهاند به اقامت مسافر، اشتغال، درآمد و رونق پایدار کسب و کارها برای شهر تبدیل شوند.
گزارش ویژه | سقزرووداو
سقز برای تبدیلشدن به یک مقصد گردشگری، جاذبه کم ندارد؛ آنچه کم دارد، تصمیم، زیرساخت و زنجیرهای منسجم برای تبدیل این جاذبهها به ارزش اقتصادی است. شهری که همزمان از میراث تاریخی، طبیعت، فرهنگ، بازار، روستاهای گردشگری، ظرفیت مرزی و زیرساختهایی مانند فرودگاه برخوردار است، هنوز نتوانسته سهم متناسبی از اقتصاد گردشگری منطقه به دست آورد.
مسئله اصلی، نبود ظرفیت نیست؛ گسست میان ظرفیت و اقتصاد است
گردشگر زمانی برای یک شهر ارزش اقتصادی ایجاد میکند که از آن عبور نکند، بلکه بماند، اقامت کند، غذا بخورد، خرید کند، از جاذبهها بازدید کند و بخشی از هزینه سفر خود را در کسبوکارهای محلی خرج کند. این زنجیره در سقز هنوز کامل نشده است.
ثروتهایی که پشت ویترین ماندهاند
بازار تاریخی سقز میتواند یکی از مهمترین محورهای گردشگری شهری باشد، اما احیای آن نباید به مرمت ظاهری چند بنا محدود شود. بازار زمانی دوباره به قلب اقتصاد و گردشگری شهر تبدیل میشود که مرمت، ساماندهی جدارهها و تأسیسات، نورپردازی، مسیرهای پیاده، دسترسی، صنایعدستی، غذاهای محلی و رویدادهای فرهنگی در قالب یک طرح واحد دنبال شود.
اتصال بازار تاریخی به بافت قدیم، موزه و محور چهم سقز نیز میتواند یک مسیر پیوسته گردشگری در مرکز شهر ایجاد کند؛ مسیری که گردشگر را در شهر نگه دارد و فرصت اقتصادی برای کسبوکارهای پیرامونی ایجاد کند.
چهم سقز؛ فرصت گردشگری یا صرفاً پروژه شهری؟
چهم سقز نیز نباید صرفاً در قالب زیباسازی شهری دیده شود. این محور ظرفیت آن را دارد که به فضای عمومی فعال و یکی از کانونهای گردشگری شهر تبدیل شود؛ با مسیرهای پیاده و دوچرخه، فضاهای تفریحی، کافه و رستوران، بازارچه محصولات محلی و برنامههای فرهنگی و هنری.
اما ارزش چنین پروژهای زمانی سنجیده میشود که بتواند میزان ماندگاری گردشگر و گردش مالی کسبوکارهای محلی را افزایش دهد.
زیویه و کرفتو؛ میراثی که باید پولساز شود، نه فقط بازدیدپذیر
زیویه و کرفتو از مهمترین سرمایههای تاریخی منطقهاند، اما جاذبه زمانی به دارایی اقتصادی تبدیل میشود که تجربه گردشگری پیرامون آن شکل بگیرد.
راه دسترسی مناسب، تابلوهای راهنما، پارکینگ، سرویسهای بهداشتی، مراکز اطلاعرسانی، راهنمای محلی، محتوای چندزبانه و امکان عرضه محصولات بومی، حلقههایی هستند که باید به بازدید از این آثار متصل شوند.
حفاظت از میراث فرهنگی ضروری است، اما مرحله بعد، تبدیل میراث به تجربه و تجربه به فرصت اقتصادی برای جامعه محلی است.
جای خالی یک موزه در قلب شهر
سقز برای روایت تاریخ و فرهنگ خود به یک موزه استاندارد نیاز دارد؛ موزهای که بتواند تاریخ منطقه، زیویه و کرفتو، فرهنگ مکریان، هنر، صنایعدستی و زندگی اجتماعی مردم را در یک روایت منسجم عرضه کند.
قرار گرفتن چنین موزهای در پیوند با بازار تاریخی و بافت قدیم، میتواند یک محور فرهنگی ـ گردشگری در مرکز شهر ایجاد کند و زمان حضور گردشگر را افزایش دهد.
مرز؛ فرصتی که نباید پشت مرز بماند
ظرفیت مرزی نیز میتواند یکی از حلقههای مهم اقتصاد گردشگری سقز باشد. فعالشدن یا بازگشایی مسیر مرزی، در صورت تحقق الزامات قانونی و زیرساختی، میتواند بر تجارت، حملونقل، بازار، اقامت، رستورانها و خدمات شهری اثر بگذارد.
اما مرز بهتنهایی گردشگر نمیسازد. ارزش آن زمانی چند برابر میشود که به بازار، اقامت، غذا، جاذبههای تاریخی و طبیعی و خرید متصل شود و یک زنجیره اقتصادی کامل شکل گیرد.
سقز در رقابت منطقهای چه چیزی برای عرضه دارد؟
شهرهای منطقه هرکدام بخشی از بازار گردشگری را در اختیار گرفتهاند. سقز میتواند محصولی متفاوت و ترکیبی عرضه کند: تاریخ + فرهنگ + طبیعت + بازار + روستا + غذا + مرز.
این ترکیب میتواند بهجای توقف کوتاه مسافر، زمینه اقامت طولانیتر را فراهم کند؛ مشروط به اینکه این ظرفیتها در قالب یک بسته مشخص گردشگری طراحی و عرضه شوند.
گردشگر میآید؛ اما کجا باید بماند؟
کمبود زیرساخت اقامتی یکی از حلقههای مهم زنجیره گردشگری است. توسعه هتل، مهمانپذیر، اقامتگاه بومگردی و خانههای گردشگری نیازمند تسهیل سرمایهگذاری و تعیین تکلیف پروژههای نیمهتمام است.
هر پروژه اقامتی بلاتکلیف فقط یک ساختمان متوقفشده نیست؛ یک ظرفیت اقتصادی متوقفشده است.
فرودگاه بدون پرواز پایدار، مزیت نیست
فرودگاه سقز زمانی میتواند به مزیت گردشگری تبدیل شود که پروازهای پایدار و قابل اتکا در کنار شبکه حملونقل زمینی و خدمات گردشگری قرار گیرد.
همین منطق درباره جادهها و مسیرهای دسترسی به جاذبهها نیز صدق میکند. تابلو، پارکینگ، خدمات بینراهی، حملونقل گردشگری و دسترسی مناسب، بخشی از محصول گردشگری هستند، نه امکانات جانبی.
سرمایهگذار را باید دعوت کرد، نه سرگردان
گردشگری بدون بخش خصوصی رشد نمیکند. سرمایهگذار به زمین، مجوز، مسیر اداری روشن، مشوق و چشمانداز اقتصادی نیاز دارد.
معرفی بستههای سرمایهگذاری، کاهش بروکراسی، تسهیل مجوزها و حمایت از سرمایهگذاری در اقامتگاهها، رستورانها، مراکز تفریحی، بناهای تاریخی و مجموعههای فرهنگی میتواند سرمایههای جدیدی را وارد اقتصاد گردشگری سقز کند.
سقز باید مقصد شود، نه فقط نامی در مسیر
در عصر شبکههای اجتماعی، داشتن جاذبه کافی نیست؛ جاذبه باید روایت شود، دیده شود و به محصول سفر تبدیل شود.
معرفی حرفهای سقز به زبانهای فارسی، کوردی، عربی و انگلیسی، تولید محتوای مستمر، همکاری با رسانهها و تولیدکنندگان محتوا و طراحی بستههای سفر میتواند تصویر شهر را از یک نقطه عبوری به یک مقصد قابل انتخاب تغییر دهد.
در کنار آن، برگزاری منظم جشنوارههای موسیقی، غذا، صنایعدستی، ورزش، کتاب و هنر میتواند تقویم گردشگری شهر را شکل دهد و برای سفر به سقز انگیزه ایجاد کند.
نقشه راه گردشگری سقز کجاست؟
اکنون بیش از هر چیز، سقز به یک نقشه راه یکپارچه گردشگری نیاز دارد؛ نقشهای با زمانبندی، بودجه، دستگاه مسئول و شاخصهای قابل سنجش.
بازار تاریخی، چم سقز، موزه، زیویه، کرفتو، ظرفیت مرزی، اقامتگاهها، فرودگاه، حملونقل و بخش خصوصی نباید پروژههایی منفک از یکدیگر باشند. اینها حلقههای یک زنجیرهاند و ضعف هر حلقه میتواند کل زنجیره را کماثر کند.
معیار موفقیت نیز نباید فقط تعداد پروژههای افتتاحشده باشد. مدت اقامت گردشگر، میزان هزینهکرد، اشتغال ایجادشده، درآمد کسبوکارهای محلی، سرمایهگذاری جدید و میزان بازدید از جاذبهها باید به شاخصهای اصلی ارزیابی گردشگری تبدیل شوند.
فرصتها منتظر نمیمانند
سقز جاذبه کم ندارد؛ ارزش کم ندارد؛ سرمایه کم ندارد. آنچه هنوز به اندازه کافی شکل نگرفته، سازوکاری است که این سرمایهها را به اقتصاد شهر متصل کند.
بازار تاریخی، چم سقز، زیویه، کرفتو، فرهنگ و هنر، روستاها و ظرفیت مرزی، هرکدام یک فرصتاند؛ اما فرصت زمانی به ثروت تبدیل میشود که تصمیم، سرمایهگذاری و مدیریت پشت آن قرار گیرد.
مسئله امروز سقز، پیدا کردن جاذبه تازه نیست؛ پاسخدادن به این پرسش است که چرا سرمایههای موجود هنوز سهم خود را در اشتغال، درآمد و رونق اقتصادی شهر پیدا نکردهاند.
سقز برای ساختن آینده گردشگری خود، بیش از آنکه به وعدههای تازه نیاز داشته باشد، به تصمیمهای مشخص، پروژههای قابل سنجش و اجرای زمانبندیشده نیاز دارد.