شب چله از روشنایی و قصه گویی در دیار کوردستان
نویسنده: محمد نجاتی، فعال فرهنگی
شب «شەو چله» یا یلدا یکی از آیینهای کهن در کوردستان است و بهعنوان نمادی از وحدت، همدلی، دورهمیهای صمیمی و صلهرحم در میان ساکنان این سرزمین شناخته میشود.
آیین یلدا که در نخستین شب زمستان و بلندترین شب سال برگزار میشود، پیشینهای چند هزار ساله دارد و از رسوم برجایمانده از فرهنگ دیرین است. جشنها و شبنشینیهای این شب، سنتی ریشهدار به شمار میآید که نهتنها از ارزش آن کاسته نشده، بلکه جایگاهی ویژه در فرهنگ و زیست اجتماعی کوردها یافته است.
یلدا واژهای سُریانی به معنای میلاد و تولد است. این واژه در فرهنگ کوردی نسبتاً نوپاست و با گسترش ارتباطات و رسانهها، بهتدریج در حال جایگزینی واژه کهن «چله» است؛ واژهای که قرنها یادآور این آیین باستانی در این جغرافیا بوده و امروز در معرض فراموشی قرار گرفته است. در فرهنگ و زبان کردی، این شب «شەو چله» نام دارد. برخی مورخان، شب چله را شب زایش یا تولد خورشید (خۆر) دانستهاند.
ابوریحان بیرونی نیز در کتاب آثارالباقیه از روز نخست دیماه با عنوان «خور» یاد میکند.
واژه «چله» در گویش کوردی به معنای عدد چهل است؛ عددی که در آیینهای کهن زاگرس، جایگاهی مقدس داشته است.
جشن «شەو چله» یا شب یلدا در کوردستان از اهمیت بالایی برخوردار است و پیشینهای کهن دارد؛ بهگونهای که هنوز هم در شهرها و روستاهای این دیار، به زیباترین و اصیلترین شکل ممکن برگزار میشود. مردم کوردستان در این شب با حضور در خانه بزرگان فامیل، آیینها و رسوم خود را به شیوهای سنتی، صمیمی و دلنشین بهجا میآورند.
باورهای کوردهای باستان درباره شب چله
در فرهنگ کوردی چنین روایت شده است که دو چله، یکی بزرگ و دیگری کوچک، وجود دارد. چله بزرگ ۴۰ روزه است و از آغاز دیماه شروع شده و تا دهم بهمن ادامه دارد. پس از آن، چله کوچک که برادر کوچکتر است، از راه میرسد و ۲۰ روز دوام دارد.
بر اساس باورهای مردمان این دیار، پس از پایان عمر این دو برادر، خواهر آنها به نام «خاتون زمهریر» پدیدار میشود و برای مرگ برادرانش شیون میکند. شیون خاتون زمهریر که حدود ۹ روز به طول میانجامد، در روزهای نخست با برف و بوران شدید نمایان میشود. روز دوم، با آرامتر شدن حال او، از شدت ابرها کاسته شده و بارانی ملایم میبارد و در روز سوم، نه از برف خبری است و نه باران؛ بلکه نشانههایی از نزدیک شدن بهار پدیدار میشود.
آداب و رسوم شەو چله
از رسوم جالب این شب میتوان به «خوانچه» یا هدیه بردن برای نوعروس از سوی خانواده داماد اشاره کرد. تمام خوراکیهای شبنشینی شەو چله، از شام گرفته تا خشکبار و میوه، برای خانواده عروس تهیه و برده میشود. افزون بر این، معمولاً پارچهای ارزشمند یا قطعهای طلا نیز بهعنوان هدیه در خوانچه قرار میگیرد.
از دیگر رسوم این شب، گردهم آمدن اهالی روستا در خانه بزرگ طایفه است؛ جایی که کدورتها و دلخوریها با وساطت بزرگان برطرف میشود. همچنین دیدار اقوام از خانوادههایی که بهتازگی عزیزی را از دست دادهاند، از دیگر آیینهای انسانی و همدلانه شب یلدا در کردستان است.
خوراکیهای نمادین شب یلدا
هندوانه: نماد سلامتی و طول عمر
انار: نماد عشق، زایش و برکت
آجیل و خشکبار: شامل گردو، بادام، پسته، کشمش و برگه میوهها؛ نماد فراوانی و نعمت.
غذاها، میوهها و بازیهای شب چله
غذای رایج مردم سقز و دیگر مناطق کوردستان در این شب، عمدتاً دلمه برگ مو و دلمه کلم است. سفره شب چله علاوه بر دلمه، شامل رب انار، شیره انگور، دوغ، ماست، روغن و کره محلی، پیاز و خربزه ترش میشود. دلمه فلفل سبز و بادمجان نیز در کنار دلمه برگ مو و کلم تهیه میگردد.
سنندجیها پس از صرف غذای چرب و سنگین شب یلدا، خوردن «کالَک تورش» (خربزه ترش) را برای هضم بهتر غذا ترجیح میدهند. در ادامه شب، تنقلاتی مانند گردو، گندم بوداده، بادام بوداده، انجیر، توت خشک، سنجد، کنجد، آلو و قیصی و همچنین میوههایی چون هندوانه، انار، سیب و گلابی مصرف میشود.
مصرف انار و سپس هندوانه در شب یلدا در کوردستان رواج فراوانی دارد و مردم بر این باورند که خوردن آن در این شب، از تأثیر سرما در زمستان و گرمازدگی در تابستان جلوگیری میکند.
گوروا بازی (جوراببازی)
پس از صرف شام، نوبت به بازیهای محلی میرسد. معروفترین بازی شب یلدا در کوردستان «گوروا بازی» یا جوراببازی است؛ بازیای دستهجمعی و پرهیجان که شور و نشاط خاصی به شب چله میبخشد. مچاندازی نیز از دیگر بازیهای رایج این شب است. پس از آن، همه دوباره آرام گردِ کُرسی جمع میشوند و مادربزرگ یا پدربزرگ با طرح چیستان یا به زبان کوردی «مهتهل»، ذهن همه را به چالش میکشد.
بر این اساس، مردم فرهنگدوست این سرزمین، شب چله را در خاطره جمعی خود ثبت میکنند و از یلدا میآموزند که زندگی آنقدر کوتاه است که حتی یک دقیقه بیشتر با هم بودن نیز ارزش جشن گرفتن دارد.
اما امسال، گرانیهای کمرشکن بر این رسم دیرینه سایه افکنده است. اقلام ضروری این شب همچون انار، هندوانه، آجیل و شیرینی، بهدلیل افزایش سرسامآور قیمتها، از سبد خرید بسیاری از خانوادهها حذف شده یا به حداقل ممکن کاهش یافته است. این وضعیت، افزون بر فشار اقتصادی، بار روانی سنگینی نیز بر دوش خانوادهها میگذارد؛ جایی که ناتوانی سرپرست خانواده در برپایی یک جشن ساده یا حتی تهیه وسایل یلدایی برای فرزندش در مدرسه، احساس شرمندگی و اضطراب را جایگزین شادی یلدایی میکند.
این تغییرات، صرفاً دگرگونی ظاهری در سفرهها نیست، بلکه زخمی بر پیکره فرهنگ ملی و میراث ناملموس جامعه به شمار میآید؛ زخمی که پیامدهای آن میتواند در سالهای آینده به شکل شکافهای عمیق اجتماعی و هویتی در نسلهای جدید نمایان شود.
در پایان، یادآوری این نکته ضروری است که پرهیز از اسراف و تبذیر، خود بخشی از فلسفه شب چله است؛ چراکه اصل این آیین، دورهمی صمیمی اعضای خانواده و گرمای دلهاست، نه نمایش سفرههای رنگین و تجملگرایانه در پیج برخی بلاگرها و برخی شبکههای اجتماعی.