خودکشی؛ پیامد انباشت عوامل روانی، اجتماعی و اقتصادی و ضعف نظامهای حمایتی
یک مددکار اجتماعی با تأکید بر اینکه خودکشی پدیدهای چندعاملی و حاصل یک تصمیم آنی نیست، گفت: این آسیب اجتماعی در نتیجه انباشت عوامل خطر از جمله فشارهای روانی، مشکلات اقتصادی، تعارضات خانوادگی، کاهش حمایتهای اجتماعی و محدود شدن دسترسی به منابع حمایتی شکل میگیرد و پیشگیری مؤثر از آن مستلزم مداخلات تخصصی، تقویت شبکههای حمایتی و همکاری هماهنگ خانوادهها، رسانهها و نهادهای مسئول است.
خودکشی از پیچیدهترین مسائل حوزه سلامت روان و آسیبهای اجتماعی است که بررسی آن نیازمند نگاهی جامع و میانرشتهای است. متخصصان مددکاری اجتماعی و سلامت روان بر این باورند که این پدیده را نمیتوان صرفاً به اختلالات روانی یا یک عامل منفرد نسبت داد، بلکه برآیند تعامل عوامل روانی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و خانوادگی در بستر زندگی افراد است. از منظر مددکاری اجتماعی، شناسایی عوامل خطر، تقویت عوامل محافظتکننده، توسعه حمایتهای اجتماعی و اجرای مداخلات بهموقع، از مهمترین راهبردهای پیشگیری به شمار میروند.
در همین راستا، خبرنگار ما با سنور شریفی، مددکار اجتماعی در این رابطه به گفتوگو نشسته است.
سوال: بسیاری از مردم تصور میکنند خودکشی یک تصمیم ناگهانی است. آیا این تصور صحیح است؟
شریفی: خیر، در اغلب موارد خودکشی یک تصمیم لحظهای نیست. معمولاً فرد مدتها با مشکلات مختلف دستوپنجه نرم کرده و فشارهای متعدد روانی، خانوادگی، اقتصادی و اجتماعی را تجربه کرده است. زمانی که این مشکلات روی هم انباشته میشوند و فرد احساس میکند هیچ راهی برای برونرفت از وضعیت موجود ندارد، خطر بروز رفتارهای خودآسیبرسان افزایش مییابد. بنابراین باید خودکشی را نتیجه یک فرآیند دانست، نه یک اتفاق ناگهانی.
– سوال: چه عواملی بیشترین نقش را در افزایش این آسیب اجتماعی دارند؟
شریفی: اختلالاتی مانند افسردگی، اضطراب، اختلال دوقطبی یا سوءمصرف مواد از عوامل خطر مهم هستند، اما نباید از نقش شرایط اجتماعی غافل شد. بیکاری، مشکلات معیشتی، تورم، بدهی، ناامنی شغلی، اختلافات خانوادگی، خشونت خانگی، احساس تنهایی و کاهش امید به آینده، همگی میتوانند سلامت روان افراد را تحت تأثیر قرار دهند. زمانی که این عوامل در کنار هم قرار میگیرند، فرد بیش از گذشته در معرض بحران قرار میگیرد.
– سوال: چرا امروز نگرانی درباره سلامت روان جوانان بیشتر از گذشته است؟
شریفی: جوانان امروز با فشارهای متعددی روبهرو هستند. ورود دشوار به بازار کار، افزایش هزینههای زندگی، نگرانی نسبت به آینده، رقابتهای اجتماعی و مقایسههای مداوم در فضای مجازی، فشار روانی زیادی بر آنان وارد میکند. از سوی دیگر، بسیاری از نوجوانان و جوانان آموزش کافی در زمینه مهارتهای زندگی، مدیریت استرس، حل مسئله و تابآوری دریافت نکردهاند؛ موضوعی که توان مقابله با بحرانها را کاهش میدهد.
– سوال: خانوادهها چگونه میتوانند متوجه قرار گرفتن یکی از اعضای خانواده در معرض خطر شوند؟
شریفی: اغلب افرادی که در معرض خطر هستند، پیش از اقدام، نشانههایی از رنج خود بروز میدهند. صحبت درباره مرگ، ابراز ناامیدی، کنارهگیری از جمع، تغییرات شدید خلقی، بیعلاقگی به فعالیتهای روزمره، احساس بیارزشی یا خداحافظیهای غیرمعمول، از جمله این نشانههاست. متأسفانه گاهی اطرافیان این رفتارها را جدی نمیگیرند، در حالی که همین نشانهها میتواند درخواست کمک باشد.
– سوال: نقش خانواده در پیشگیری از خودکشی چیست؟
شریفی: خانواده مهمترین شبکه حمایتی هر فرد است. شنیدن بدون قضاوت، ایجاد فضای گفتگو، همدلی، توجه به تغییرات رفتاری و تشویق فرد به مراجعه نزد متخصص، میتواند از بسیاری از حوادث تلخ پیشگیری کند. بسیاری از افراد بیش از هر چیز به این نیاز دارند که احساس کنند تنها نیستند و کسی رنج آنها را درک میکند.
– سوال: چرا برخی افراد با وجود مشکلات جدی، برای دریافت کمک مراجعه نمیکنند؟
شریفی: متأسفانه هنوز نگاه نادرستی نسبت به سلامت روان در جامعه وجود دارد. برخی تصور میکنند مراجعه به روانشناس یا روانپزشک نشانه ضعف است؛ در حالی که سلامت روان همانند سلامت جسم اهمیت دارد. اگر افراد در مراحل اولیه افسردگی یا اضطراب تحت درمان قرار گیرند، احتمال بروز بحرانهای شدید به میزان قابل توجهی کاهش پیدا میکند.
– سوال: رسانهها در این زمینه چه مسئولیتی دارند؟
شریفی: رسانهها نقش مهمی در افزایش آگاهی عمومی دارند. انتشار گزارشهای آموزشی، معرفی راههای دریافت خدمات مشاوره، کاهش انگ سلامت روان و ترویج فرهنگ گفتگو، از مهمترین وظایف رسانههاست. در مقابل، انتشار هیجانی یا همراه با جزئیات حوادث خودکشی میتواند آثار منفی بر افراد آسیبپذیر داشته باشد؛ بنابراین رسانهها باید مسئولانه عمل کنند.
– سوال: برای کاهش این آسیب اجتماعی چه اقداماتی ضروری است؟
شریفی: پیشگیری از خودکشی تنها وظیفه وزارت بهداشت یا روانشناسان نیست. این موضوع نیازمند همکاری همه دستگاههاست. آموزش مهارتهای زندگی در مدارس، گسترش خدمات مشاوره، حمایت از خانوادههای آسیبپذیر، کاهش فشارهای اقتصادی، افزایش فرصتهای اشتغال، تقویت سرمایه اجتماعی و ایجاد امید به آینده، از مهمترین راهکارهای کاهش این آسیب به شمار میرود.
– سوال: نقش مراکز آموزشی را در پیشگیری از این آسیب اجتماعی چگونه ارزیابی میکنید؟
شریفی: مدارس و دانشگاهها از مهمترین بسترهای پیشگیری هستند، زیرا بخش قابل توجهی از نوجوانان و جوانان زمان خود را در این محیطها سپری میکنند. اگر نظام آموزشی تنها به انتقال دانش اکتفا کند و از آموزش مهارتهای زندگی، مدیریت هیجان، تابآوری، حل مسئله و کنترل استرس غافل شود، نمیتوان انتظار داشت نسل جوان در مواجهه با بحرانهای زندگی عملکرد مناسبی داشته باشد. حضور مشاوران متخصص، برگزاری دورههای آموزشی برای دانشآموزان و والدین و شناسایی زودهنگام افرادی که دچار افت تحصیلی، انزوا یا تغییرات رفتاری شدهاند، میتواند از بروز بسیاری از آسیبها پیشگیری کند. سرمایهگذاری در حوزه آموزش سلامت روان، در واقع سرمایهگذاری برای آینده جامعه است.
– سوال: اگر فردی احساس کند خودش یا یکی از اطرافیانش در شرایط بحرانی قرار دارد، نخستین اقدام چیست؟
شریفی: مهمترین اقدام این است که فرد احساس نکند با مشکلاتش تنهاست. باید فضایی ایجاد شود که بتواند بدون ترس از قضاوت، درباره احساسات و نگرانیهای خود صحبت کند. مراجعه به روانشناس، روانپزشک یا مراکز مشاوره، نشانه ضعف نیست؛ بلکه اقدامی مسئولانه برای حفظ سلامت روان است. همچنین خانوادهها و دوستان نباید تصور کنند گذر زمان به تنهایی همه مشکلات را حل میکند. هرچه مداخله تخصصی زودتر انجام شود، احتمال عبور فرد از بحران بیشتر خواهد بود. جامعه نیز باید فرهنگ کمک خواستن و کمک کردن را تقویت کند تا هیچ انسانی در سختترین روزهای زندگی خود احساس بیپناهی و تنهایی نکند.
– سوال: اگر در پایان مورد یا صحبتی دارید مطرح نمایید.
شریفی: خودکشی پایان یک زندگی نیست؛ آغاز رنجی است که خانواده و جامعه را نیز درگیر میکند. اگر نشانههای هشداردهنده را جدی بگیریم، فرهنگ کمکخواستن و کمککردن را تقویت کنیم و خدمات سلامت روان را در دسترس همه قرار دهیم، میتوان از بسیاری از این حوادث پیشگیری کرد. هیچ انسانی نباید در اوج بحران احساس کند که تنها مانده است؛ گاهی یک گفتگو، یک همراهی و یک مراجعه بهموقع به متخصص، میتواند مسیر زندگی یک انسان را تغییر دهد.