کودک اقتدارگرا یا تکثرگرا
– دکتر حیدر کریمیان، فعال فرهنگی
اقتدارگرایی به عنوان عارضهی جهان کنونی به ویژه در خاورمیانه در حال رشد و تکثیر است. در هر گوشه این جهان گروهی در حال تبلیغ و ترویج ایدئولوژی هستند و برخی قدرتها نیز آن را تقویت میکنند. در تعریف کلی از ایدئولوژی میتوان گفت: ایدئولوژی مجموعه باورهای منسجم در باره جهان است و اینکه «ایدئولوژیها تصویری مطلق از جهان ارائه میدهند و همراه آن دستورهای برای اینکه چگونه فکر کنیم، رفتار کنیم و با دیگران ارتباط داشته باشیم.» (لئور زمیگراد). تمام ایدئولوژیها آرمانگرا و مطلقگرا هستند. فرد ایدئولوگ نیز به افرادی اطلاق میشود که سرسختانه پایبند تصویری مطلق از جهان و اقتدارگراست. شخصیت اقتدارگرا، خودرای، تک بعدی، ضد تنوع و تکثر است. شخصیت اقتدارگرا تفکر دیگری یا غیر را برنمیتابد، و انعطافناپذیر است. سختگیر و خشک ذهن است! و به عبارتی کلیتر دگم است.
افراد ایدئولوگ قواعد، قوانین و آیینهای مشخص را ترجیح میدهند و میپذیرند. قطعیت جزو لایتغییر فکری آنهاست و در صورت وجود شواهد مشخص و متناقض نیز حاضر به تغییر افکار و باور خود نیستند. اقتدارگرا در جستجوی یافتن حقیقت نیست، بلکه به حقیقت مطلق رسیده است! ( کسی که در حستجوی حقیقت است شایسته احترام است ولی به تعبیر آندره ژید باید از به حقیقت رسیدهها ترسید چون مصمم هستند دیگری را به حقیقت خود برسانند ولو با خشونت!). در نتیجه مبارزه آنها برای تحقق جهان آرمانیشان خشونتآمیز و ترسناک است (داعش مثال عینی آن است)! خود و دیگری در تعریف ایدئولوگ مرز مشخصی دارد. کسی که در دایرهی دیگریست احتمالا مشمول سختترین برخوردهاست!
شخصیتهای اقتدارگرا و ایدئولوگ چه گونه رشد میکنند؟ آیا افراط گرایی ریشه در عوامل زیستی دارد یا فرهنگ و ایدئولوژی پدیدآورنده آن است؟ چرا برخی در جامعه به افراطگرایی و دگم اندیشی روی میآورند و عدهای دیگر در همان جامعه و زمینه اجتماعی فرهنگی دیدگاه باز و متکثری دارند. آیا ذهن سبب گرایش به سمت ایدئولوژی میشود، یا ایدئولوژی مغز افراد را تغییر میدهد و در اعماق سلولها و ناخودآگاه انسانها نفوذ و بدن ما را تغییر میدهد. پژوهشگران علوم اعصاب، ذهن و روانشناختی اخیرا با رویکرد میان رشتهای تحقیقاتی در این باره انجام دادهاند. نتایج این مطالعات نشان میدهد علی رغم باور کلی، فقط فرهنگ، اجتماع، آموزش و محیط پدیدآورنده شخصیت اقتدارگرا نیستند، بلکه برخی مغزها نیز انعطافپذیری پایینی دارند و آمادگی بیشتری برای پذیرش ایدئولوژی دارند. اگر بستر اجتماعی فراهم شود افراد با ویژگیهای خاص ذهنی به سمت آن تمایل پیدا میکنند. تعامل ذهن و محیط میتواند دگم اندیشی را نهادینه کند، یا اینکه ذهن انعطافناپذیر را منعطف کند. و از سوی دیگر پژوهشهای لئور زمیگراد-دانشمند آمریکایی- نشان داده ایدئولوژی سبب انعطافناپذیری ذهن میشود. ایدئولوژی بر بدن ما تاثیر میگذارد و حتا ناخودآگاه را نیز دستخوش تغییر میکند. بر این پایه جامعه، خانواده و آموزش نقش پیش زمینه دارند. خانواده و آموزش با رویکرد تنوع و تکثرگرا سبب انعطاف ذهنی کودکان میشود و آنها را مهیای پذیرش تکثر، اختلاف و تنوع فکری میکند.
در اندیشه فرنکل-برونس ویک (روانشناس آلمانی آمریکایی حوزه ذهن، شناخت و جزم اندیشی) به طور ذهنی این تصور وجود داشت که «شاید الگوهای اقتدار و فقدان آزادی که درون خانواده شکل میگیرند یعنی، تاکید بر اطاعت سختگیرانه و همرنگی به جای اولویت دادن به مراقبت و خلاقیت- برخی کودکان را مستعد گرایش به نظامهای اقتدارگرای سیاسی و مذهبی کند. کودکانی که با سلسله مراتب قدرت و خشونتهای خودسرانه در دل خانواده آشنا میشوند، ممکن است در بزرگسالی گرایش بیشتری به مشارکت در نظامهای اقتدارگرا داشته باشند. ممکن است آمادگی بیشتری برای پذیرش کلیشهها را داشته باشند. در مقابل، کودکانی که در خانوادههایی رشد میکنند که تخیل، همدلی و پذیرش تنوع را رشد میدهند، در برابر ایدئولوژیهای تمامیتخواه تابآوری بیشتری نشان میدهند. آنها شاید به طور غریزی سرسپردگی را نپذیرند؛ چرا که در آزادی پرورش یافتهاند و توان تصور گزینههای دیگر را دارند.» (لئور زمیگراد). تکثرگرایی ضرورت دنیای درهم تنیده امروز است. حال بحث این است که چقدر کودکان را با دنیای آزاد فکر و اندیشه آشنا میکنیم و مانع دگماندیشی آنها خواهیم شد. یکی از عوامل موثر بر تفکر کودکان نحوه باور و برخورد والدین و معلمان با آرای مخالف و تنوع فکری است. اگر مربی تکثرگرا باشد، کودک هم از آن تاثیر میپذیرد. در بعضی از نظامهای آموزشی به این بعد از شخصیت معلم توجه ویژه شده و به عنوان یکی از مولفههای شایستگی حرفهای معلم تعریف شده است.