انتصاب مدیران سقزی در سطوح ملی؛ افتخار انتصاب یا مسئولیت در قبال توسعه زادگاه؟
سقزرووداو- در روزهای اخیر، انتشار خبرهایی درباره انتصاب پیمان اسکندری بهعنوان معاون وزیر و رئیس سازمان تعاون روستایی ایران و عبدالله چمنگلی بهعنوان مدیرکل امور استانهای وزارت ورزش و جوانان، بار دیگر موضوع حضور نیروهای سقزی در سطوح مدیریتی کشوری و استانی را به بحثی قابل تأمل تبدیل کرده است.
سقز در سالهای گذشته نیز چهرههایی را در جایگاه معاون استاندار، مدیرعامل شرکتهای کشوری، مدیرکل و معاون سازمانها و وزارتخانهها داشته است؛ حضورهایی که میتوانند مایه خوشحالی باشند، اما در کنار این افتخار و خوشحالی، پرسشی اساسی مطرح است: این جایگاههای مدیریتی تا چه اندازه به فرصتهایی برای توسعه سقز، توسعه منابع انسانی، جذب اعتبارات، حل مشکلات و…..تبدیل شدهاند؟
انتصاب، مناسب و لازم است؛ اما کافی نیست
حضور نیروهای شهرستانی در مدیریتهای استانی و ملی، بهخودیخود ارزشمند وجای تقدیر دارد، چراکه در صورت اراده این مدیران، میتواند زمینه انتقال تجربه، گسترش ارتباطات اداری، جذب تجهیزات و اعتبارات و تقویت ظرفیتهای انسانی منطقه را فراهم کند. بااینحال، صرف انتصاب یک مدیر اهل سقز را نمیتوان بهمعنای دستاوردی برای این شهر دانست.
مسئله اصلی، نه مطالبه امتیاز ویژه برای مدیران بومی با هر رویکردی، بلکه انتظار بهرهگیری مسئولانه از ظرفیتهای قانونی، تخصصی و ارتباطی آنان برای رفع بخشی از مشکلات زادگاهشان است.
از همین منظر، چند پرسش در افکار عمومی سقز مطرح است: آیا این مدیران در دوران مسئولیت خود، برای جذب اعتبار و سرمایهگذاری در شهرشان اقدامی مؤثر انجام دادهاند؟ آیا ردپای روشنی از خدمات تخصصی، برنامههای توسعهای یا حمایت از کسبوکارهای محلی آنان دیده میشود؟ آیا در مسیر شناسایی، پرورش و ارتقای نیروهای توانمند سقزی به جایگاههای مدیریتی، نقشی ایفا کردهاند؟
پاسخ به این پرسشها نیازمند بررسی عملکرد و ارائه شواهد است؛ نه قضاوت درباره افراد صرفاً بر مبنای محل تولد یا انتصاب آنان.
سهم سقز از مدیریتهای استانی و کشوری
یکی از موضوعات قابل بررسی، میزان حضور نیروهای سقزی در سطوح مدیریتی استان کوردستان و دستگاههای اجرایی کشور است. با وجود ظرفیتهای انسانی، دانشگاهی و تخصصی این شهر، باید پرسید چه تعداد از مدیران کل، معاونان دستگاهها و مسئولان ارشد استانی و ملی، از نیروهای شایسته سقزی هستند؟
تعیین هدفی مانند حضور دستکم ۱۵ مدیرکل و مقام ارشد استانی اهل سقز با توجه به شاخص جمعیتی و تعداد مدیریتهای استان، میتواند به مطالبهای برای تقویت سرمایه انسانی شهر تبدیل شود؛ البته به شرط آنکه این هدف بر مبنای شایستگی، تخصص، فرصتهای برابر و سازوکارهای شفاف دنبال شود.
سقز برای توسعه، به انتصاب افراد صرفاً به دلیل تعلق جغرافیایی نیاز ندارد؛ بلکه باید بتواند نیروهای توانمند خود را در رقابتی عادلانه به جایگاههای متناسب برساند و از تجربه مدیران موفق نیز برای تربیت نسل بعدی مدیران بهره ببرد.
پیمان اسکندری و ظرفیتهای تعاون روستایی
انتصاب پیمان اسکندری در رأس سازمان تعاون روستایی، از منظر ظرفیتهای اقتصادی و کشاورزی منطقه، نمونهای قابل تأمل است.
تعاون روستایی با شبکهای از تشکلها و ظرفیتهای مرتبط با تولید، توزیع و بازاررسانی محصولات کشاورزی، میتواند در تقویت اقتصاد روستایی نقش داشته باشد.
سقز نیز با برخورداری از ظرفیتهای کشاورزی و دامداری، با مسائلی همچون محدودیت بازار فروش محصولات، ضرورت تقویت زنجیره ارزش، مشکلات معیشتی روستاییان و نیاز به توسعه فعالیتهای اقتصادی مواجه است.
در چنین شرایطی، انتظار میرود ظرفیتهای اجرایی این سازمان برای بررسی فرصتهای سرمایهگذاری در سقز، حمایت از تعاونیهای فعال، توسعه زیرساختهای بازاریابی محصولات کشاورزی و اتصال تولیدکنندگان محلی به بازارهای گستردهتر مورد توجه قرار گیرد.
چمنگلی و جبران شکاف امکانات و حمایتها
یا مدیرکل امور استانهای وزارت پرزش و جوان، حداقل بستری را برای نقشافرینی نیروهای توانمند و قهرمان سقز و کوردستان را در سطوح بالای تصمیمگیری، جبران کمبودهای مکانی و تجهیزات ورزشی این مناطق و… فراهم نماید.
البته این انتظار به معنای تخصیص اعتبار خارج از ضوابط یا ترجیح سقز بر سایر مناطق نیست؛ بلکه مطالبهای برای شناسایی ظرفیتهای مغفول و استفاده عادلانه از فرصتهای موجود است.
پرسش روشن این است: آیا میتوان در آینده، گزارشی مشخص از طرحها یا برنامههای سازمان تعاون روستایی برای تقویت اقتصاد کشاورزی و روستایی سقز یا تقویت شاخصههای پیشرفت ورزش سقز ارائه کرد؟
مسئولیت اجتماعی نخبگان؛ فراتر از جایگاه اداری
این مطالبه تنها متوجه مدیران دولتی نیست. اساتید دانشگاه، پزشکان متخصص و فوقتخصص، کارآفرینان، پژوهشگران و دیگر چهرههای موفق سقزی نیز میتوانند در توسعه شهر خود نقشآفرین باشند.
برای نمونه، آیا اساتید سقزی دانشگاههای سراسری، متناسب با تخصص و امکانات خود، برای انتقال دانش به جامعه محلی، برگزاری سمینارهای تخصصی، کارگاههای آموزشی و ارائه راهکار برای حل مسائل سقز برنامهای مستمر دارند؟
آیا پزشکان متخصص و فوقتخصص اهل سقز، در کنار فعالیت حرفهای خود، برای آموزش عمومی، برگزاری برنامههای پیشگیرانه، انتقال تجربه به کادر درمان محلی یا تسهیل دسترسی اقشار کمبرخوردار به خدمات تخصصی مشارکت میکنند؟
آیا کارآفرینان و مدیران موفق، تجربههای خود را در اختیار جوانان قرار میدهند، به شکلگیری کسبوکارهای جدید کمک میکنند یا زمینه ارتباط سرمایهگذاران با فرصتهای اقتصادی شهر را فراهم میسازند؟
بدیهی است همه این اقدامات به امکانات، زمان، مقررات حرفهای و شرایط افراد بستگی دارد و نمیتوان از همه انتظار یکسانی داشت. بااینحال، تقویت پیوند میان نخبگان و جامعه محلی میتواند بخشی از فاصله میان ظرفیتهای انسانی سقز و نیازهای توسعهای آن را کاهش دهد.
سقز به شبکهای از نیروهای اثرگذار نیاز دارد
یکی از ضعفهای توسعه محلی، پراکندگی ظرفیتها و نبود ارتباطی پایدار میان مدیران، دانشگاهیان، متخصصان، فعالان اقتصادی و نهادهای محلی است.
شاید زمان آن رسیده باشد که سازوکاری منظم برای ارتباط با مدیران و نخبگان سقزی در داخل و خارج از استان شکل بگیرد؛ سازوکاری که بهجای دیدارهای تشریفاتی و انتشار پیامهای تبریک، بر شناسایی مسائل اولویتدار شهر، ارائه پیشنهادهای کارشناسی، معرفی فرصتهای سرمایهگذاری و پیگیری نتایج متمرکز باشد.
در چنین چارچوبی، میتوان از مدیران و متخصصان خواست متناسب با حوزه فعالیت خود، برنامههایی مشخص و واقعبینانه برای مشارکت در توسعه سقز ارائه دهند. نهادهای محلی نیز باید امکان همکاری و پیگیری این برنامهها را فراهم کنند و گزارش اقدامات انجامشده را در اختیار افکار عمومی بگذارند.
سخن پایانی
مدیران، دانشگاهیان، پزشکان و کارآفرینان سقزی الزاماً مسئول مستقیم حل همه مشکلات شهر نیستند؛ توسعه سقز نیز تنها با تلاش افراد بومی در مناصب بالای مدیریتی محقق نمیشود. سیاستگذاری عمومی، عملکرد دستگاههای محلی، تخصیص عادلانه منابع، مشارکت شهروندان و برنامهریزی منسجم، همگی در این مسیر نقش دارند.
بااینحال، نمیتوان ظرفیت ارتباطی و تخصصی نیروهای موفق این شهر را نیز نادیده گرفت.
مسئله این نیست که چرا فلان مدیر سقزی تاکنون برای شهرش کاری نکرده است؛ مسئله این است که چگونه میتوان از ظرفیت مدیران و نخبگان بومی، به شکلی شفاف، قانونی و اثربخش، برای حل مسائل واقعی سقز استفاده کرد.
افتخار به انتصاب فرزندان سقز، زمانی معنای عمیقتری پیدا میکند که در کنار آن، نشانههایی قابل ارزیابی از انتقال دانش، تقویت سرمایه انسانی، توسعه کسبوکارها و گسترش فرصتهای پیشرفت برای مردم شهر نیز دیده شود.
سقز بیش از آنکه به فهرستی از نامهای بومی در مسئولیتهای بزرگ نیاز داشته باشد، به شبکهای همافزا از نیروهای متخصص و مسئولیتپذیر نیاز دارد که موفقیت فردی را به فرصتی برای پیشرفت جمعی تبدیل کنند.