اجتماعی, اخبار, ویژه خبری, یادداشت

یادی از پزشک فرهیخته و فرهنگ‌ساز سقزی، دکتر عزیز فیض‌نژاد

✍دکتر شهباز محسنی

مدتی پیش شنیدم پزشک فرهیخته و همشهری عزیزم، زنده‌یاد دکتر عزیز فیض‌نژاد، درگذشته است. از شنیدن این خبر بسیار متأسف شدم؛ به‌ویژه از این بابت که دیر از درگذشت ایشان باخبر شدم و گویا این پزشک فرهیخته سال‌های پایانی عمر خود را در خانه سالمندان و در غربت آلمان سپری کرده بود. حتی نزدیکان ایشان نیز با تأخیر از این خبر مطلع شده بودند.

دکتر فیض‌نژاد از معدود پزشکان فاضل، باسواد، فرهیخته و بسیار کتاب‌خوان بود؛ انسانی که علاوه بر طبابت، به فرهنگ و ادبیات علاقه‌ای عمیق داشت و همواره مشوق نویسندگان، پژوهشگران و مترجمان بود. ایشان اهل روستای عرب‌اوغلی سقز بود و در یکی از شهرهای کوچک آلمان به حرفه شریف پزشکی مشغول بود.

محمد قاضی، مترجم نامدار کشورمان، در صفحه آغازین ترجمه کتاب «کرد و کردستان» اثر واسیلی نیکیتین، که از آثار مهم در حوزه مطالعات کردستان به شمار می‌رود، نوشته است: «ترجمه این کتاب را به عزیزانم، جناب دکتر فیض‌نژاد که مشوق من در ترجمه آن بوده است، و جناب احمد قاضی تقدیم می‌دارم.»

در دوران دبیرستان، مدتی زنده‌یاد دکتر فیض‌نژاد در خیابان ساحلی سقز مطب داشت، اما بعدها به آلمان بازگشت.

استاد هادی مرادی تعریف می‌کرد که در سفری که چند سال پیش به آلمان داشت، چند روز مهمان خانه دکتر فیض‌نژاد بوده است. به گفته او، دکتر کتابخانه‌ای با حدود ۱۲ هزار جلد کتاب داشت؛ کتاب‌هایی نفیس و ارزشمند به زبان‌های گوناگون.

استاد مرادی می‌گفت در آن چند روز، هنگامی که دکتر فیض‌نژاد برای طبابت به بیمارستان می‌رفت، فرصت پیدا می‌کرد برخی از کتاب‌های کتابخانه را از قفسه‌ها بیرون بیاورد و نگاهی به آنها بیندازد. نکته جالب این بود که درمی‌یافت دکتر بیشتر کتاب‌ها را خوانده و در حاشیه برخی پاراگراف‌ها و سطرها با دو رنگ خودکار، آبی و سبز، علامت‌گذاری کرده است.

برای او این پرسش پیش آمده بود که چرا از دو رنگ استفاده می‌کند. دکتر در پاسخ گفته بود: «خودکار آبی برای مطالب مهمی است که خوانده‌ام و ممکن است بعدها از آنها استفاده کنم. خودکار سبز برای مطالبی است که برایم مبهم بوده و هنوز به‌درستی درکشان نکرده‌ام. آنها را علامت زده‌ام تا دوباره بخوانم و بیشتر درباره‌شان تأمل کنم.»

همچنین استاد هادی مرادی نقل می‌کرد که دکتر فیض‌نژاد در اواخر عمر گفته بود گادامر، فیلسوف مشهور آلمانی و نظریه‌پرداز مکتب هرمنوتیک، به‌عنوان بیمار به او مراجعه کرده و مراجعات مکرر و مراقبت‌های پزشکی، به دوستی و رفت‌وآمد میان آن دو انجامیده است. به گفته او، همین آشنایی موجب شده بود در سال‌های پایانی زندگی علاقه بیشتری به مطالعه فلسفه پیدا کند.

دکتر عزیز فیض‌نژاد پزشکی دانش‌آموخته، موقر، ادیب، فرهنگ‌دوست، کتاب‌شناس و از مفاخر گمنام کردستان بود. می‌دانم که بارها با اهل قلم در ارتباط بوده، آثارشان را خوانده و آنان را برای ادامه فعالیت‌های فرهنگی و پژوهشی راهنمایی و تشویق کرده است. به‌ویژه دوستان مهابادی بارها از لطف، حمایت و تشویق‌های ایشان برایم گفته‌اند.

خانه دکتر فیض‌نژاد نیز خود گویی موزه‌ای از صنایع دستی بود. او در هنر عکاسی و فیلم‌برداری نیز دستی داشت و از زندگی روستایی مردم کردستان و سقز، تصاویر و فیلم‌های بسیاری ثبت کرده بود؛ آثاری که بی‌تردید بخشی از حافظه فرهنگی و اجتماعی این منطقه به شمار می‌آیند.

خداوند روح این پزشک فرهیخته و فرهنگ‌ساز را شاد و یادش را گرامی بدارد.

امیدوارم روزی سازوکاری فراهم شود تا با همکاری نزدیکان و بستگان ایشان، کتابخانه، نوشته‌ها، عکس‌ها و دیگر آثار ارزشمند دکتر عزیز فیض‌نژاد به سقز بازگردانده شود و این میراث گران‌بها، زمینه‌ای برای تأسیس یک مرکز مطالعاتی و فرهنگی به نام ایشان در منطقه باشد؛ مرکزی که بتواند یاد و میراث فرهنگی این پزشک فرهیخته را برای نسل‌های آینده حفظ و معرفی کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *