خاموشی قلمِ «مصیبت کُرد بودن»؛ عبدالله کیخسروی برای همیشه از نوشتن بازماند
سقزرووداو | شهر، یکی از صداهای فرهنگی خود را از دست داد؛ عبدالله کیخسروی، نویسنده، مترجم و منتقد ادبی سقزی و صاحب اثر شناختهشده «مصیبت کُرد بودن»، پس از سالها زیستن با واژهها، روایت کردن دردها و نوشتن از انسان و هویت، پس از یک دوره طولانی بیماری، ساعاتی پیش درگذشت.
قلمی که سالها از ادبیات، هنر، جامعه و مسائل هویتی کوردستان نوشت، اکنون خاموش شده است؛ اما واژههایی که بر کاغذ نشاند، همچنان باقی خواهند ماند.

کیخسروی؛ روایتگر دغدغههای یک سرزمین
عبدالله کیخسروی از چهرههای دغدغهمند و فعال عرصه فرهنگ و ادبیات سقز بود؛ نویسندهای که بخش مهمی از عمر خود را صرف نویسندگی، ترجمه، نقد ادبی و پرداختن به مسائل فرهنگی، اجتماعی و هویتی کوردستان کرد.
او با قلمی صریح و نگاهی انتقادی، تلاش کرد بخشی از تجربه زیسته جامعه کورد را روایت کند و پرسشهای تاریخی، فرهنگی و اجتماعی پیرامون آن را به متن ادبی و فکری بیاورد.

«مصیبت کُرد بودن»؛ نامی که ماندگار شد
در میان آثار کیخسروی، «مصیبت کُرد بودن» جایگاهی ویژه دارد؛ اثری که روایتی از یک تجربه تاریخی و هویتی است و با نگاهی انتقادی و اجتماعی، به بخشی از تجربه زیسته کوردها و مسائل هویتی، تاریخی، اجتماعی و فرهنگی آنان میپردازد.
این کتاب بازتاب دغدغههای نویسنده درباره وضعیت و چالشهای هویتی و اجتماعی کوردهاست؛ روایتی که کوشیده است بخشی از یک تجربه تاریخی و فرهنگی را به زبان قلم ثبت کند.
«مصیبت کُرد بودن» در طول سه دهه گذشته چندین بار در داخل و خارج از کشور تجدیدچاپ شده است.

از ترجمه تا رمان و نقد ادبی
کیخسروی در عرصه ترجمه نیز فعال بود و از جمله آثار ترجمهشده او میتوان به «۳ قصیده در باب انجماد» اثر رفێق سابیر اشاره کرد.
او همچنین چندین رمان نوشت که برخی از آنها منتشر شده و شماری نیز همچنان منتشرنشده باقی ماندهاند؛ آثاری که اکنون در غیاب نویسنده، بخشی از میراث ادبی او به شمار میروند.

✍️ قلمی که منتقد بود و روایت میکرد
کیخسروی در کنار نویسندگی و ترجمه، مقالات و نقدهای متعددی در مجلات تخصصی منتشر کرد. از جمله نوشتههای او میتوان به «من و همه قهرمانهایم» درباره حسن شیرزاد، «سیری دشوار در سلوک دولتآبادی» و «عبوری آسان از جسدهای شیشهای کیمیایی» اشاره کرد.
اکنون عبدالله کیخسروی دیگر در میان ما نیست؛ اما نویسنده را نمیتوان تنها با رفتنش به پایان رساند.

آدمها میروند، اما گاهی کلماتشان میمانند؛ و کیخسروی، بخشی از خود را در میان همان کلمات به جا گذاشته است؛ در کتابها، نقدها، ترجمهها و روایتهایی که سالها با آنها از دغدغههای یک جامعه نوشت.
قلم عبدالله کیخسروی خاموش شد؛ اما «مصیبت کُرد بودن» همچنان روایت خواهد کرد.
▫️گفتنی است کیخسروی متولد ۱۳۲۷ بود و ساعت ۲۲ تاریخ ۱۱ شهریور ۱۴۰۵ در بیمارستان تامین اجتماعی سقز درگذشت.