اخبار, اقتصادی, ویژه خبری, یادداشت

نشانەشناسی سیاست صف و اقتصادسیاسی فرسایش

(نگاهی بە صف‌های طولانی بنزین در کوردستان)

یادداشت: عبدالقادر نیازی/کارشناسی ارشد مطالعات فرهنگی

با اینکە نادیدەگرفتن و مصون نگەداشتن فرهنگ رانندگی و ترافیکهای سرگردان در شهرهای کوردستان از خوانش انتقادی، شاید بە نوعی بحران زدایی از وضعیت کنونی بنزین منجر شود اما، صفهای طولانی و کلافەکنندە بنزین در کوردستان را نیز نمی‌توان صرفا اختلالی در توزیع سوخت یا نتیجه افزایش مصرف دانست. این صف، اگر در متن بحران ساختاری اقتصاد ایران خوانده شود، تصویری فشرده از مناسبات قدرت، نابرابری و فرسایش وضعیت اجتماعی ست. جایی که شهروند نه‌ فقط مجبور بە پرداخت هزینەهای تحمیلی بحران است، بلکه باید زمان، ارامش و امکان برنامه‌ریزی برای زندگی خود را نیز قربانی سیاستهای غلط و سلیقەای کند. اقتصادی که منابع عظیم انرژی دارد، اما شهروندش برای دسترسی به سوخت ساعتها در انتظار می‌ماند، با تناقضی بنیادین روبه‌روست: وفور منابع در کنار ناتوانی در تبدیل انها به امنیت معیشتی. تحریم‌ها، تورم، سقوط ریال و کاهش قدرت خرید و ناکارامدی ساختاری و جنگ، شاید هرکدام بخشی از این وضعیت‌ باشند اما، تبدیل تحریم به توضیحی فراگیر برای همه ناکامی‌ها و بی کفایتی ها، چیزی جز تعلیق پرسش از مسئولیت و قدرت نیست.

در مورد کوردستان اما، مسئله فقط کمبود بنزین یا زمانبندی شیوە توزیع سلیقەای جایگاەداران نیست، مسئله ساختار مدیریتی ست که هزینه خطاهای خود را اجتماعی و عمومی می‌کند، اما اختیار تصمیم‌گیری را در انحصار عدەای نگه می‌دارد کە درک درستی از دردهای مردم ندارند. در چنین نظمی، سود و قدرت متمرکز می‌شوند، اما زیان و اضطراب میان مردم توزیع می‌شوند. در کوردستان بخصوص، کە این بحران در بستری تاریخی و فرهنگی تجربه می‌شود که حافظه سیاسی و هویت کوردی در ان اهمیت دارد، تعمیم دادن انارشیزم اقتصادی در همە ابعاد ان بە زندگی مردم، تا حد زیادی عادی شدەست اما، بغرنج کردن مداوم این وضعیت، هرچە باشد، توجیە عاقلانەای برای درمنگنەگذاشتن این منطقەی محروم در همە ابعاد ان، در این شکل منفور نیست. زندگی کارگر، راننده، مغازه‌دار و خانوادەهای کم‌درامد کوردستان، پیش از هر چیز با واقعیتی مواجه‌ است کە ضمن اینکە بغرنج، رنج اور و کسل کنندەست همزمان دارد بە وضعیتی وخیم تبدیل می شود کە امکان عبور از ان دشوار و زمخت شدە است. زندگی‌ای که هر روز گران‌تر و پیش‌بینی‌ناپذیرتر می‌شود و شوربختانە هزینە ان را باید مردمی پرداخت کند کە از طرفی هر روز با بحرانهای اقتصادی، تورم و ناترازی دخل و هزینەها روبروست و از طرفی محروم از منابع کار و تولید است.

مسالە اما تنها کوردستان نیست، این است کە صف بنزین زمانی کە سیاسی می‌شود، شهروند درمی‌یابد حتی دسترسی به ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی نیز از تصمیم‌هایی سیاسی تاثیر می‌پذیرد که خود بر انها کنترل مؤثری ندارد. شاید بتوان کمی رادیکال تر بە نقد این وضعیت پرداخت: مسئله فقط این نیست که چرا بنزین کم است مسئله این است که چرا جامعه باید همواره هزینه بحران‌هایی را بپردازد که در شکل‌گیری و مدیریت انها سهم و تاثیر تعیین‌کننده‌ای ندارد. پرسش این است کە چرا کمبود بنزین بجای اینکە بە مسئولیت‌پذیری نهادهای مربوطە منجر شود، به تحمیل هزینە بر شهروند ختم می‌شود؟ چرا از مردم صبر و سازگاری مطالبه می‌شود، اما شفافیت، پاسخ‌گویی و عدالت در توزیع منابع انرژی به مطالبه‌ای حاشیه‌ای تبدیل می‌شود؟ صف بنزین در کوردستان، صف خودروها نیست بلکە صف شهروندانی است که میان وعده‌های رسمی و واقعیت زندگی روزمره گرفتار شده‌اند. وقتی اقتصاد نتواند حداقلی از ثبات و امنیت معیشتی فراهم کند، بحران با فراروی از ان، به انارشیزم تبدیل می‌شود. هیچ جامعه‌ای را نمی‌توان با عادی‌سازی انتظار، پنهان‌کردن مسئولیت و انتقال مداوم هزینه‌ها به مردم اداره کرد. مسئله بنزین نیست، نظمی ست که کمبود را به تجربه روزمره مردم و انتظار را به شیوه زندگی، و صفهای طولانی را از یک فاجعەی صرف اقتصادی بە وضعیتی جاافتادە و مشروع در زندگی مردم تبدیل می‌کند. مسالەای کە ظاهرا نەتنها اهتمامی برای حل ان وجود ندارد بلکە روزبەروز نیز بر عمقش افزودە می شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *