اخبار, سیاسی, عناوین بین الملل, فرهنگی, ویژه خبری, یادداشت

از امپراتوری مانا تا فرش قرمز هالیوود؛  گوشواره‌های زیویه، بازتاب جهانی و دیپلماسی فرهنگی

سقزرووداو- بازآفرینی زیورآلات سه هزار سالهٔ دژ زیویه سقز در تازه ترین اثر سینمایی کریستوفر نولان، فراتر از یک حاشیه جذاب، مواجههٔ جدی «کالایی‌سازی میراث و عناصر فرهنگی» با «دیپلماسی عمومی و فرهنگی از پایین» است؛ امری که با بازتاب گسترده در رسانه‌های جهانی و منطقه‌ای، فرصتی کم‌نظیر برای شناساندن تمدن مانایی در سطح جهان و تقویت دیپلماسی فرهنگی و قدرت نرم از یک طرف و مطالبه استرداد اموال فرهنگی و توسعه زیرساخت‌های کوردستان خصوصا سقز به عنوان مهد فرهنگ و تمدن کوردستان از سوی دیگر را فراهم کرده است.

تحلیل تاریخی و ارتباطی

در روزهایی که رسانه‌ها و افکار عمومی جهان بیش از هر چیز منتظر شنیدن اخبار تازه از اثر جدید کریستوفر نولان بودند، یک جزئیات کوچک اما شگفت‌انگیز توجه تحلیل‌گران، باستان‌شناسان و فعالان فرهنگی را به خود جلب کرد: گوشواره‌های بی‌نظیر و پرظرافت «زندایا مری» در نقش الهه آتن. خیلی زود متخصصان و پژوهشگران تاریخ هنر آشکار ساختند که این زیورآلات چشم‌نواز، اقتباسی مستقیم از شاهکارهای سه هزار سالهٔ دژ زیویه در شهرستان سقز، از مهم‌ترین زیست‌بوم‌های تمدن مانا و ماد، است؛ شاهکاری که روزگاری بر گوش ملکه‌ای در قلب زاگرس و کوردستان می‌درخشید و اینک در نمادی از صنعت سینمای غرب بازآفرینی شده است.

 

بازتاب گسترده در رسانه‌های جهان و منطقه‌؛ موجی از آگاهی‌بخشی تکثیرشونده

این اتفاق به سرعت از یک حاشیه سینمایی فراتر رفت و به یک سوژه داغ خبری در سراسر جهان تبدیل شد. شبکه‌ها و رسانه‌های بین‌المللی و منطقه‌ای از جمله یورونیوز (Euronews)، BBC، رادیو فردا، گاردین، نیویورک‌تایمز، الجزیره و همچنین رسانه‌های معتبر و محلی همچون رووداو، کردسات، کانال ۸، آوامدیا و خبرگزاری‌ها و روزنامه‌های داخلی به بازخوانی این روایت پرداختند.
هم‌زمان در شبکه‌های اجتماعی، کاربران با تولید محتوا و بازنمایی آثار و تصاویر، درج هشتگ‌های مرتبط با زیویه و سقز، شناسنامهٔ اصلی این اثر را بازتعریف کردند. در ادبیات ارتباطات، این پدیده را «دیپلماسی عمومی و فرهنگی از پایین به بالا» می‌نامند؛ جایی که افکار عمومی و فعالان مدنی اجازه نمی‌دهند یک شیء تاریخی بدون اشاره به خاستگاه بومی و بستر تمدنی‌اش، مصادره یا صرفاً به یک «اکسسوری لوکس» در جهان سرگرمی تبدیل شود.

از نگاه مطالعات فرهنگی، این رویداد مواجههٔ دو تصویر است: از یک‌سو «امپریالیسم موزه‌ای» که سال‌ها با خارج کردن آثار از بستر اصلی‌شان در لوور، متروپولیتن و موزه بریتانیا معنای آن‌ها را تغییر داده، و از سوی دیگر «ارتباطات فراملی» که از طریق ابزارهای مدرن رسانه‌ای، خاستگاه اصیل اثر را به افکار عمومی جهان یادآوری می‌کند.

زیویه در تقاطع ارتباطات بین‌المللی و فرهنگ‌ها

حضور این نماد تمدنی در قالب نقش الهه حکمت و جنگ (آتن) در اساطیر یونان، از منظری دیگر اهمیت ارتباطات بین‌المللی و میان‌فرهنگی را نشان می‌دهد. هنر زیویه در سه هزار سال پیش، خود محصول الگویی پیشرو از تبادل فرهنگی میان تمدن‌های آشوری، اورارتویی، مانایی و سکایی بوده است. این که امروز نیز هنر زیویه زنجیره‌بخش پیوند میان اسطوره‌شناسی کلاسیک غربی و میراث شرق می‌شود، نشان از قدرت نرم، سیال و ماندگار هنر زاگرس دارد.
اما این پیوند میان‌فرهنگی زمانی عادلانه و پایدار خواهد بود که «مالکیت معنوی، خواستگاه تمدنی و بستر جغرافیایی» اثر به رسمیت شناخته شود. پیام شفاف موج رسانه‌ای اخیر به جهان این بود: هنر زیویه تنها یک قطعه در موزه‌های نیویورک و پاریس یا دکور یک فیلم سینمایی نیست؛ بلکه جزیی از هویت فرهنگی و زندهٔ مردم کوردستان است.

راهکارهای راهبردی: تبدیل «موج خبری» به «توسعه پایدار فرهنگی»

برای آنکه این توجه کم‌نظیر بین‌المللی به یک دستاورد تاریخی و ماندگار برای کشور، کوردستان و شهرستان سقز تبدیل شود، پیگیری خستگی‌ناپذیر راهکارهای زیر ضرورت حیاتی دارد:
پیگیری حقوقی و دیپلماتیک استرداد اموال:
وزارت امور خارجه و وزارت میراث فرهنگی باید با استفاده از مفاد کنوانسیون ۱۹۷۰ یونسکو و فضای ایجادشدهٔ رسانه‌ای، پروندهٔ رسمی بازگرداندن آثار زیویه از موزه‌های خارجی به کشور را به جریان اندازند.

ثبت جهانی قلعه زیویه در یونسکو:
تسریع در تدوین و ارسال پروندهٔ ثبت جهانی دژ تاریخی زیویه، حفاظت قانونی بین‌المللی و اعتبارات حمایتی یونسکو را برای این محوطه تضمین خواهد کرد.
در این راستا هماهنگی میان وزارت میراث فرهنگی، موزه ملی، استانداری کوردستان، معاونت امور روستایی ریاست جمهوری و نمایندگان استان در مجلس خصوصا نماینده سقز و بانه، تامین اعتبارات و زیرساخت‌های لازم ضروری است.

احداث موزهٔ جامع و بین‌المللی در سقز:
بازگرداندن اشیاء تاریخی مستلزم داشتن زیرساخت‌های ایمن و استاندارد برای نگهداری است. احداث یک موزهٔ مدرن و در کلاس بین‌المللی در شهرستان سقز، بستر لازم برای میزبانی از گنجینه‌های زیویه را فراهم می‌سازد.

ایجاد محور و سایت گردشگری زیویه-کرفتو-تخت سلیمان:
احیای دژ زیویه و پیوند آن با نمادهای همجوار مانند غار کرفتو، گورستان علی‌آباد، قپلانتو و تخت سلیمان، می‌تواند این منطقه را به یکی از قطب‌های اصلی گردشگری تاریخی و تمدنی در غرب و شمال‌غرب تبدیل کند.

احیا و بازسازی اصولی محوطه و ایجاد سایت گردشگری:
حفاظت فعال، مرمت علمی و ساخت سایت‌موزهٔ گردشگری در جوار قلعه زیویه، زمینه را برای بازآفرینی فضای تاریخی زیویه برای گردشگران داخلی و خارجی مهیا می‌کند.
در نهایت، درخشش مجدد گنجینهٔ زیویه در ویترین رسانه‌های جهان فراتر از یک اتفاق زودگذر است؛ این رویداد فرصتی تاریخی است تا مسئولان و جامعه مدنی با هم‌افزایی، میراث به غارت‌رفتهٔ زاگرس و کوردستان را به خانه بازگردانند.

ثبت مالکیت فکری و برندسازی فرهنگی و بومی:
علاوه بر پیگیری استرداد فیزیکی اشیاء، ثبت ویژگی‌های هنری و سبک زیورآلات زیویه به‌عنوان میراث معنوی، فرهنگی- تمدنی و صنایع‌دستی شناسنامه‌دار منطقهٔ سقز و کوردستان می‌تواند بستر حقوقی و اقتصادی جدی برای هنرمندان و صنعتگران بومی ایجاد کند تا بازآفرینی این آثار منفعت مستقیم اقتصادی و رونق‌بخشی کسب‌وکارهای خلاق منطقه داشته باشد.

توسعهٔ گردشگری دیجیتال و واقعیت افزوده (AR/VR):
تا زمان احداث موزهٔ فیزیکی جامع و بازگرداندن اشیاء، ایجاد موزهٔ مجازی زیویه و بازسازی سه‌بعدی دژ و گنجینه‌ها می‌تواند ظرفیت جذب گردشگر و پژوهشگر بین‌المللی را به‌سرعت فعال کند.

دیپلماسی شهری- فرهنگی و هم‌پیمانی‌های منطقه‌ای:
شکل‌دهی به همکاری‌های بین‌شهری یا «خواهراخواندگی» میان سقز و شهرهایی در جهان که دارای محوطه‌های متناظر تمدن‌های مانایی، ماد یا اورارتویی هستند، به تقویت هویت بین‌المللی منطقه کمک شایانی خواهد کرد.

لزوم کنشگری ارتباطی و تولیدمحتوای خلاق:
این رویداد به‌خوبی ثابت کرد که قدرت نرم یک منطقه تنها در تاریخِ مدفون و میراث مادی آن نیست، بلکه در توانایی نسل امروز برای روایت‌گری فعال، تولیدمحتوای فاخر و خلاق، بازپخش رسانه‌ای و متصل‌کردن آن تاریخ به جریان‌های معاصر جهانی نهفته است.
از منظر نظریهٔ برجسته‌سازی (Agenda-Setting)، اقدام هوشمندانهٔ کاربران و فعالان رسانه‌ای در جلب توجه افکار عمومی بین‌المللی به خاستگاه واقعی زیورآلات زیویه، اولویت رسانه‌ها را تغییر داد و موضوعی تاریخی را از حاشیه به متنِ جدول ضربان خبری جهان آورد.
هم‌زمان، بر اساس نظریهٔ قاب‌بندی (Framing)، این کنشگری اجازه نداد هنر مانایی تنها در «قابِ صنایع دکوراتیو سینمای غرب» بازنمایی شود، بلکه آن را در «قابِ هویت زنده، حق مالکیت معنوی و میراث فرهنگی زاگرس و کوردستان» معنا کرد. در عصر جامعهٔ شبکه‌ای (Network Society)، به تعبیر مانوئل کاستلز، قدرت واقعی دیگر در احتکارِ اشیاء در موزه‌های بزرگ جهان نیست، بلکه در «قدرت ارتباطی» و توانایی ملت‌ها برای بازتعریف و هویت‌بخشی مجدد به آن اشیاء در فضای شبکه پایه‌گذاری شده است.

– دکتر فردین مصطفایی، مدیریت رسانه

منابع مورداستفاده:

-Godard, A. (1950). Le Trésor de Ziwiyè (Kurdistan). Service Archéologique de l’Iran.
(باستان‌شناسی و شناسنامهٔ تاریخی زیویه)

– Cuno, J. (2008). Who Owns Antiquity? Museums and the Battle Over Our Ancient Heritage. Princeton University Press.
(نقد هژمونی موزه‌ای و مالکیت آثار)

– Melissen, J. (Ed.). (2005). The New Public Diplomacy: Soft Power in International Relations. Palgrave Macmillan.
(دیپلماسی عمومی و ارتباطات از پایین)

– UNESCO. (1970). Convention on the Means of Prohibiting and Preventing the Illicit Import, Export and Transfer of Ownership of Cultural Property. Paris.
(حقوق بین‌الملل و استرداد اموال فرهنگی)

– معتمدی، نصرالله؛ ارزیابی مجدد گاه‌نگاری آثار زیویه. مجله مطالعات باستان‌شناسی، دانشگاه تهران.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *